دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت: 12:40

آموزش ابتدایی: گرچه آموزش ابتدایی را ابتدای آموزش گویند اما این واقعیت ندارد زیرا امر یادگیری قبل از این، در نظام خانواده صورت می گیرد.تلقی این واژه از کلمه دبستان به عنوان ابتدای آموزش رسمی گرفته شده است.

موضوع آموزش ابتدایی، دارای گستردگی بسیاری است که یکی از اجزای آن، مدیریت آموزشی است.وظیفه ای که یک فرد با عنوان مدیر دبستان، بر عهده دارد و زیربنایی ترین نوع مدیریت های آموزشی را یدک می کشد.

در واقع، دبستان مکانی است که کودکان شش ساله را به عنوان کلاس اولی می پذیرد.گرچه از نظر ما این، سن مناسبی حتی از دیدگاه دینی هم نیست اما باید آن را جزئی مهم در این فرایند محسوب داشت.

مدیریت آموزش ابتدایی، در روشن ترین موضوع، با کودکی اول، روبروست.یعنی، او در مجموع با کودکانی مواجه است که در حداکثر سن، یازده به دوازده سالگی هستند.انتهای دوره کودکی، آغازین دوره نوجوانی است.

از طرف دیگر، او با ‌والدینی در ارتباط است که به احتمال زیاد، جوانند و ار تجربه چندانی در آموزش برخوردار نیستند.این دو مورد، یعنی کودک بودن فراگیران و جوانی ‌والدین باعث می شود که این مدیریت را ‌پایه آموزش رسمی بنامیم.

در کنار این دو، همکاران این مدیریت، یعنی افراد مسئول در دبستان نیز تاثیر بسزایی در تجزیه و تحلیل عملکرد مدیریتی دارند.آموزگاران، مرکز ثقل این توجه هستند.نحوه عملکرد این مرکز نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

در این رابطه، دو نکته قابل توجه است.اول تحلیل علمی و انتظاری که از این نوع مدیریت می رود و‌ دوم، واقعیتی که امروز با آن مواجهیم و از مشاهده های میدانی به دست آورده ایم.مقایسه این دو نکته، بسیار مهم است.

در ابتدای نگرش علمی به این مدیریت، سن شروع به تحصیل، چالش برانگیز است.کودکی وارد می شود که از فضای صمیمی و محبت آمیز خانه، به مکانی قانونی، دارای نظم و برنامه، عدم وجود مادر و راحتی خانه، منتقل می شود.

این کودک، طی گذران پایه های تحصیلی از دوره کودکی بتدریج خارج و به سمت دوره نوجوانی حرکت می کند.در چنین وضعیتی، مسئله بلوغ به خصوص نوع زودرس آن، برای مدیریت دبستان، خلا ساز می گردد.

در همین رابطه، جنسیت کودکان نیز مسئله مهمی تلقی می شوذ زیرا، گذران کودکی و رسیدن به نوجوانی در دختران، زودتر از پسران روی می دهد.این یعنی، سن بلوغ دختران در حالت عادی دو سال زودتر از پسران است

مطالعات روانشناسی نشان می دهد که دوره پیش بلوغ در دختران روشن تر از پسران است.این مهم را می توان از تغییر شکل بدن دریافت.در همین رابطه، مدیریت آموزشی با بلوغ زودرس دختران بیشتر از پسران روبروست.

این موارد نشان می دهند که مدیریت آموزشی در دوره ابتدایی بسیار خاص است.این یعنی، هر کسی را نمی توان، مدیر گماشت.مدیریت در این مقطع، بدون شک، تخصصی است.یعنی مدیریتی بر اساس نگرش علمی است.

مهم ترین نگرش علمی، دانش آموختگی در رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی است.در این نوع از معرفت، آگاهی های لازم از طریق انواع روانشناسی مانند کودک و نوجوان، حاصل می شود.این مدیر، روانشناسی اجتماعی را نیز آگاه است.

او ارتباطی موثر با آموزگاران دارد و باید، درجه تحصیلی او بالاتر از دیگران باشد.این بدان دلیل است که نقش راهنما و اصلاحگر را داراست و‌ یاری دهنده در رفع اشتباه های همکاران خویش است.او، روش های تدریس را به خوبی می شناسد.

با این توضیح ها باید پذیرفت که مدیریت آموزش ابتدایی به مراتب بیشتر از سایر مدیریت ها، ظریف است زیرا با کودکانی سروکار دارد که بسیار شکننده هستند کمااینکه شخصیتی خام را دارا می باشند.

تخصصی نگاشتن این نوع مدیریت به این دلیل است که برونداد آن، در مقطعی جدید با حال و هوایی تازه صورت می گیرد که اگر از ثبات نسبی برخوردار نباشد، به تزلرل های بعدی منجر می شود.دقت در این راه، بسیار ضروری است.

نگاه به مدیریت آموزشی امروز دبستان ها نشان می دهد که مدیریت بالاتر، به محتوای فعالیت های تخصصی بی تفاوت است.این مشکل در آموزش و پرورش ایران، به روشنی مشاهده می گردد اما در خوزستان وضعیت بدتر است.

این، بدان دلیل است که خوزستان با پدیده ای به نام«دوزبانگی» هم روبروست که این نیز نیازمند به شناخت عمیق اژ موارد مثبت و منفی این چالش است.بدون شناخت از این نکته نمی توان به راه حل ها رسید.

شاید، یکسان سازی محتوای آموزشی در دوره ابتدایی ایران بدون توجه به خرده فرهنگ های ناشی از وحود اقوام مختلف ایرانی، مشکل ساز نیز تلقی شود اما اهمیت مدیریت را کم رنگ نمی کند.

در هر صورت، مدیریت آموزش ابتدایی را باید زیر بنای مدیریت های سایر مقاطع دانست و آن را امری تخصصی با دانش آموختگی خاص از دانشگاه های معتبر در نظر گرفت که در غیر این صورت، عدم پیشرفت و درجا زدن، دور از دسترس نخواهد بود.واقعیتی تلخ که امرو گریبان نظام آموزش ایران را گرفته است.