دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: چهارشنبه ششم فروردین ۱۴۰۴ ساعت: 20:34

مدیر منطقه:وجود انواع مقاطع تحصیلی و به تبع آن، نام های مختلفی که بر مدارس گذاشته می شوند، در سلسله مراتب مسئولیت ها، زیر نظر اداره ای به نام آموزش و پرورش منطقه، قرار دارند که فردی به نام مدیر آموزشی در راس آن قرار دارد.

این، لایه بالاتر از مدیریت مدارس است که در اصل، هماهنگ کننده امور آموزشی و اداری است.اهمیت او را می توان از عنوان وی درک کرد.یعنی مدیر آموزشی دارای .سعت و اختیارات بیشتری است.

این، نشان می دهد که محور اصلی فعالیت های او، آموزشی و پرورشی است.در همین زمینه و برای یاری به او، چارتی سازمانی ترسیم می گردد تا توانا در اپجام وظایف خویش باشد.هدف اصلی، ایجاد رشد در دروندادهای منطقه است.

در چنین وضعیتی، یک مدیر منطقه ای می بایست دارای ویژگی هایی باشد تا بتواند، انواع مدیران مدارس را رهبری نماید.اولین شرط توفیق، متخصص بودن در امور آموزشی و به تبع آن، غرق نشدن در بوروکراسی اداری است.

دانستنی های او تحت مطالعات مستمر در حال افزایش است به طوری که صلاحیت راهنمایی مدیران زیر دست را داراست.مدرک تحصیلی او بالاتر از سایر مدیران است به طوری که پذیرش او را آسان تر می کند.وی مسلط بر خویش است.

با این حال، او با مشکلات فراوانی روبروست.این مهم به خصوص در موضوع فرهنگ و باورهای منطقه ای، روشن تر است.این نکته از این نظر حیاتی است که وظیفه آموزش و پرورش در رابطه با فرهنگ را دو نوع تضاد می داند.

از یک طرف، انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است که وظیفه ذاتی نظام تلقی می گردد و از طرف دیگر، تغییر و رشد فرهنگی، از عملکردهای مهم آن، ارزیابی می شود.دو نکته که در برابر هم قرار می گیرند.

مدیر آموزشی منطقه با خرده فرهنگ هایی روبروست که در موارد بسیاری با وظیفه ذاتی او در تضادند.باورهایی که در درون خانواده ها رسوب کرده و در برابر تغییر، مقاومت ایجاد می کنند.آن ها، موانعی سخت و طاقت فرسا هستند.

مدیر آموزشی می داند که موفقیت در منطقه خود، پوشش دادن تمام فراگیران لازم التعلیم و هدایت آن ها تا اتمام دوره های تحصیلی است.او با موانعی مانند ازدواج های کودکانه روبروست.این، در خرده فرهنگ، پذیرفتنی شده است.

مدیر منطقه، در حالی که با انواع مسائل آموزشی روبروست و جنس آن ها هم متفاوت است، با محدودیت های قانونی و دستورات مافوق که ناشی از روش متمرکز است، روبروست.او درگیر آن هاست و باید به فکر راه حل باشد.

با این حال، نگاه به این نوع مدیریت، واقعیت های تلخی را منعکس می کند.مدیرانی که با عنوان رئیس، بر صندلی تکیه می زنند.بخشنامه خوان خوبی هستند.در دفتر کارشان به طور مستمر حضور دارند و نامه ها را پاراف می کنند.وضع موجود حفظ می شود.

بسیاری از آن ها، با روابط وارد فعالیت می شوند و گوش به فرمان لایه های بالایی اند.گاه به عنوان مدیر نمونه هم انتخاب می شوند.اکثر این افراد، مدیر اداری هستند زیرا متخصص در امر یادگیری و رشد نیستند.معلم بودن، نشانه مدیر آموزشی بودن نیست.

نظریه پردازی و ارائه برنامه آموزشی به منظور ایجاد تفکرات جدید در مدارس،انتظاری منطقی است که می بایست به وسیله مدی منطقه،عملی شود که این نکته ضروری به دو دلیل، غیر متخصص بودن و متمرکز اداره کردن، انجام نمی شود.

بدین شکل، اطمینان مدیران مدارس به چنین مدیرانی، حاصل نخواهد شد و وضعیت مدارس به صورت اتفاقی و تنها، سلیقه ای، شکل خواهد گرفت.تغییر به عنوان آغازینی برای رشد آموزشی و ارتقا یادگیری، صورت نمی پذیرد.

مدیران آموزشی منطقه را باید به عنوان استادکاری برتر از مدارس انست که قادرند، اشتباهات آن ها گوشزد کرده و راه برون رفت را به آن ها نشان دهند.شیوه ای که باعث اصلاحات خواهد شد.

برای غلبه بر چنین مشکل هایی، عدم وابستگی مدیر آموزشی به محدودیت ها، لازم می آید.این وضعیت به شرطی، موفق خواهد شد که مدیر علاوه بر فهم آموزشی که ناشی از دانش آموختگی اوست، شجاعت تغییر را نیز داشته باشد.

در همین راستا، ارتباط علمی او با مراکز دانشگاهی،استفاده از نتابج پژوهش های تربیتی، شرکت فعال در سمینارها و همایش های آموزشی، کمک موثری به رشد و تعالی ذهنی او خواهند داشت.او، مستمر، پیگیر پیشرفت های علمی است.

در همین زمینه، او، ارتباط مستمری با مدیران مدارس به صورت فردی و جمعی، برقرار می کند و آخرین دانستنی های آموزشی و تربیتی جهان را در اختیار همکاران خود قرار می دهد.او شخصیتی آموزشی است . هرگز این را فراموش نمی کند.

حال، این تصور که مدیر آموزشی منطقه، خود را مانند یک مدیر اداری، پاسخگوی نامه ها و مکاتبه های معمولی بداند و در موارد بسیاری، حتی مدیران مدارس خود را نشناسد، چه اتفاقی خواهد افتاد و وضعیت رشد یادگیری به کجا خواهد رسید؟تنها افسوس خوردن را ایجاد می کند.

وضع مدیران آموزشی مناطق، بدون شک، متصل به انواع عقب واندگی هایی است که در دو زمینه آموزشی و تربیتی، حاصل شده است.عدم رشد درجات علمی و دون بودن کیفیت آموزش و یادگیری، نتیجه ای جز هدر رفتن عمر و منابع مالی و انسانی، نخواهد داشت.