دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: یکشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۵ ساعت: 9:2

قلعه پنج برار:

قلعه‌ای قدیمی است که بر روی بلندی مشرف بر شهر باستانی پنج برار بر جای مانده‌است.این قلعه مربوط به شهر باستانی پنج برار دیناروند(شمس، قمر، کیو که از یک مادر و هشاور و مماور از یک مادر) واقع در در محدوده جنوبی رشته کوه‌های دینارکوه است که سکونتگاه ایل دیناروند بوده، و این نام قدمتی بیش از ۸۰۰ سال دارد . بعدها در زمان لشکرکشی سپهبد رزم آرا که اکراد را از زرین آباد به آبدانان جهت مقابله با بیرانوند ها منتقل کرد بخشی از طایفه کایدخورده در این مکان مستقر شدند. در اصل این منطقه که بدلیل حضور ۵ کوه از ۷ کوهه ایل دیناروند به این نام معروف شده است در اصل هر کوه دارای یک آسیاب در امتداد رودخانه و دارای جمعیت قابل توجهی بوده است که علت اصلی نامگذاری مورموری پنج برار هم همین علت است، بخش دیگر ایل دیناروند در ماهوته و دینارکوه بوده اند.

این قلعه به درستی، دیرینگی ایل دیناروند را در استان ایلام نشان می دهد.قلعه ای که نماد تاریخی دیناروندهاست و بیانگر سابقه ای طولانی در سکونتگاه می باشد.بدون شک، این مکان از آثار باستانی ملت ایران است.از این نظر، پنج برار محدوده‌ای تاریخی می‌باشد که در کوهپایه‌های جنوبی کوه کاسه ماس، مشرف بر دشت مور موری واقع شده و قلعه پنج برار یکی از این آثار محسوب می‌گردد. ویرانه‌های این قلعه بر بلندی‌های شرقی مشرف بر رودخانه پنج برار همچنان باقی است. پستی و بلندی‌های متعدد، دره رودخانه پنج برار و تپه ماهورهای جبه جنوبی، توپو گرافی این منطقه باستانی را شکل می‌دهد (حبیب‌الله محمودیان ۱۳۸۳).

به عنوان یک سند در باره دیرینگی ایل دیناروند،آقای کرم علیرضایی در صفحه۳۸۱ کتاب تاریخ و تمدن سرزمین های دهلران و آبدانان در مورد این قلعه می نویسد:

«قلعه پنج برار، نام محدوده تاریخی است که در کوهپایه های جنوبی کوه کاس ماس و مشرف بر دشت مورموری واقع شده است و رودخانه ای به همین نام در حاشیه باختری قلعه جریان دارد و هم اکنون مورموری، بخشی از شهرستان آبدانان و مرکز بخش کلاب مورموری است و گویند که مورموری در زمان والیان پشتکوه، ملک کایدهای دیناروند بوده است که طایفه دیناروند در جنگ قلاسی در برابر نیروهای والی شکست می خورند و به دیگر مناطق از جمله موسیان کوچ می کنند.»

این اثر تنها در میان مردمان منطقه معروف به قلعه ی پنج برار است که تلاش زیادی برای مصادره آن وجود دارد.این قلعه شامل دژ پیرامونی و بناهای داخل محوطه دژ می‌باشد. از بناهای داخلی قلعه به جز پی یک اتاق به ابعاد ۵/۴ در ۵/۷ متر، هیچ بنای دیگری باقی نمانده‌است.حصار پیرامونی دژ قلعه مانند سایر آثار نواحی کوهستانی زاگرس با مصالح سنگ و گچ بنا شده‌است. ابعاد دژ ۶۰ در ۸۰متر است. تراکم آوار موجود در کنار پی بنا، نشان دهنده ارتفاع دیوار و دژ قلعه بوده‌است.سنگ های نسبتاً بزرگ که از سنگ های رودخانه‌ای و بومی منطقه است، در این بنا به کار رفته و در مواردی سنگ های جور شده مورد استفاده قرار گرفته‌است.منطقه پنج برابر تقریباً در فاصله ۷ کیلومتری از مرکز بخش کلات مور موری قرار دارد که به نظر می‌رسد اهالی مور موری در قرون گذشته در این محل سکونت داشته‌اند. اهالی محل نیز با این نظر موافق هستند. عرض دیوار دژ در پی به ۵/۱ متر می‌رسد. بقایای پی بنا نشان دهنده این است که قبل از ساخت قلعه در این محل، بنای دیگری با استحکام بیشتر وجود داشته‌است. حصار این قلعه تقریباً مربع شکل بوده و نظم هندسی بر معماری حاکم است. در چهار گوشه بنا که دایره‌ای شکل بنا شده محل و جایگاه نگهبانی از قلعه می‌باشد که با همان مصالح و اندود گچ اندودکاری شده‌است. در این بخش از بنا سوراخ‌هایی تعبیه گردیده که برای دید نگهبان و پاسداری از ساکنان قلعه مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است.آثار ویرانه بناهای دیگری در شمال و شرق قلعه دیده می‌شود که به نظر می‌رسد محل سکونت ساکنان شهر پنج برار باشد. در حاشیه غربی اثر، رودخانه پنج برار قرار دارد که آثار آسیاب‌های فراوانی از دوره‌های گذشته تا عصر حاضر در کناره‌های آن به جای مانده است، قسمتی از بنای پنج عدد از این آسیاب‌ها همچنان باقی است. قلعه فعلی اسلامی است اما پی بنا و شواهد موجود بر سطح زمین‌های پیرامونی به خصوص سفال‌های خشن با شاموت سنگریزه، نشان می‌دهد که در دوره‌های مختلف تاریخی از سکونتگاه‌های منطقه(از جمله دیناروند) بوده‌است. آثار آوار بناهای متعددی در محدوده شهر باستانی پنج برار دیده می‌شود که بررسی کاربرد آن‌ها نیازمند تحقیقات علمی گسترده می‌باشد. ادامه این پژوهش ها می‌تواند اطلاعات بیشتری را در مورد موقعیت باستانی این اثر در اختیار قرار دهد (محمودیان ۱۳۸۳).

پتک دیناروند:

یکی دیگر از مکان هایی که با پسوند دیناروند معرفی می شود،«پتک» است.این، نامی آشنا برای منطقه و نیز شهر شوش است.این مکان و تپه معروف آن، معرف مناسبی برای نشان دادن سابقه تاریخی ایل دیناروند است.چنین اسنادی، به خصوص در حوزه میراث فرهنگی، ار استحکام منطقی برخوردارند.

البته پتک در حال حاضر و در تقسیمات کشوری، یک روستا محسوب اما وجود تپه، متصل به عصر ساسانیان است و بدون شک، محل زندگی ایل دیناروند نیر بوده است.تاریخ اسکان ایل در این منطفه نیز دارای دیرینگی طولانی است.در معرفی آن گفته می سود که «پتک دیناروند، روستایی در دهستان نهرعنبر، بخش موسیان، شهرستان دهلران در استان ایلام ایران است.جمعیت آن طبق سرسرشماری ۹۵، به تعداد ۵۳۷ ذکر شده که البته امروز بیشتر است.زبان مردم این روستا، لری با گویش بالاگریوه ای است. طوایف مختلف ایل دیناروند جمعیت روستا را تشکیل می دهند اما در مورد مکان مهم دیگری همراه با پسوند دیناروند باید گفت:

تپه پتک دیناروند مربوط به دوره ساسانیان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دهلران، بخش موسیان، روستای پتک دیناروند واقع شده.این تپه در محدوده ایل دیناروند می‌باشد، به همین خاطر با نام تپه پتک دیناروند، آن را می‌شناسند. این اثر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۵۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلا سی:

این قلعه بزرگ، نشیمن قسمتی از آحاد ایل دیناروند بود. در این قلعه جنگ هایی صورت گرفت،که موجب پراکنش ایل دیناروند گردید. پیران خردورز ایل دیناروند وقایع ان را تعریف کرده اند،از جمله شعر معروفی که سینه به سینه به ما رسیده که به لهجه لری فیلی(دیناروندی)است.
قلاسی رمیس جری ده وه کرخه
منگری سی دار و تلی سر ده خّره
یعنی،قلعه سیاه فرو ریخت، پیچی خورد به کرخه
طایفه منگری سیاه پوش، و تلخی(گله دار) عزا دار شد.
البته،این شعر دارای ابیات زیادتری هست.این قلعه آخرین نقطه شهرستان آبدانان،بخش مورموری است و دقیق محل اتصال سه استان کنونی ایلام، لرستان و خوزستان است.راه دسترسی به آنجا،بعد از شهر مورموری به طرف دهستان آب انار می روی و از روستاهای سیاهگل و هلیوه عبور می کنی.به منطقه کوه سرگچ می رسی،از اینجا به بعد منطقه طاق اکبر است(مقبره طاق کای اکبر از بزرگان ایل دیناروند هست) مسیر دشواری است و فاقد راه آسفالته،این قلعه در محدوده طاق اکبر است.

نرسیده به رود کرخه،صخره های بلند طبیعی وجود دارد که بعد از عبور از صخره در کنار کرخه به قلاسی در غرب کرخه می رسید،موقعیت این قلعه مسافتی بالاتر از ریزش آب رودخانه سیاه گاو(لرغه) به کرخه است.شرق رود کرخه به موازات قلاسی، وربند کاونی است که آنجا هم جز قلاسی و ایل دیناروند هست.(منطقه پشمینه زار اندیمشک).

حدود ۱۲۰۰ سال پیش،طبری به قلاسی در کنار سیمره اشاره می کند‌ که نشان از قدمت زیاد این قلعه در دوره ساسانی است.گفته شده که مردمان این ناحیه، طرفداران بابک خرمدین بودند و از طرفی هنوز هم عده ای از این مردمان بر کیش اجدادی خود مانده اند.

از طرفی، ظلم وستم خلیفه های عباسی، باعث نارضایتی مردم شده بود‌لذا، خلیفه عباسی سردار خود را به سیمره می فرستد،مردم این نواحی در این قلعه سنگر می بندند.چون خلیفه عباسی توان فتح این قلعه را نداشت لذا سردار خلیفه، یوسف ابن ساج را جهت سرکوب و فتح قلاسی به سیمره می فرستد که به دلیل استحکامات طبیعی قلعه و مقاومت ساکنان قلعه، سردار خلیفه شکست می خورد.
در جنگ دوم قلاسی، بعد از اینکه نزاع و اختلاف در بین آحاد ایل دیناروند روی داد که البته دست عاملان حکومت در آن دخیل بود، دیگر آن شوکت گذشته را نداشت، با این حال مهاجمین هرگز توان فتح قلاسی را نداشتند، گویا فقط عامل محاصره و کمبود مواد غذایی و بیماری،باعث شد که مردمان دلیر،قلعه را ترک کنند و به پیش عموزادگان خود به شوش، بروند و عده ای دیگر از انان به شهرستان پلدختر و یا دیگر نواحی لرستان مهاجرت کنند.

این تراژدی قلاسی،قطعا به نفع حکومت مرکزی قاجار‌ و عاملان انان در پشتکوه بود.روح سرکش و طبع آزادگی که این ایل قدیمی از آن برخوردارهست، هرگز زیر بار ظلم و ستم عاملان حکومت نمی رفته است.

جهت استحکام مطلب،در تاریخ طبری آورده شده که خلیفه:
معتضد،عباسی(۲۸۹ _ ۲۷۹) در سال ۲۸۲ هجری قمری یوسف ابن ابی ساج رابه سوی سیمره فرستاد تا کمک فتح قلاسی باشد(طبری، صفحه ۶۶۶۱)
لازم به یادآوری است که این قلعه از قلاع دوره ساسانی است و در این دوره، جز استان مهرگان کده به مرکزیت سیمره (دره شهر) بود.سیمره دو تا دژ دارد که یکی از آنها قلاسی هست.قدمت ایل دیناروند با این توضیح، روشن تر می شود.

دینار کوه:

دینار کوه، یکی از مناطق طبیعی ایلام که با نام ایل در هم تنیده است.واژه کوه به تنهایی نشان دهنده استواری محل به مدت طولانی است.این مهم در باره سایر واژه های طبیعی مانند رودخانه یا جنگل نیز صادق است.چه بسا کوه هایی که قدمت هزاران و شاید میلیون ها و حتی قبل از وجود آدمی داشته باشند.

در توصبف این محل گفته می شود که، دینارکوه (به معنای کوه دینار) سکونتگاه قدیمی ایل دیناروند بوده و نام این منطقه کوهستانی برگرفته از نام ایل دیناروند است، این ایل از ساکنان قدیمی این منطقه و بزرگ‌ترین ایل پشتکوه است.توجه به دو واژه«قدیمی» و «بزرگ ترین» قابل استناد وحسوب می شود.

به دلیل اهمیت، منطقه دینارکوه طی مصوبهٔ شمارهٔ ۲۱۷ شورای عالی محیط زیست (کمیسیون زیر بنائی دولت) مورخ ۱۳۸۰/۷/۲۵ با وسعت ۴۰۵۷۹ هکتار به عنوان منطقهٔ حفاظت شدهٔ جنگلی به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست پیوسته است.

در مورد وجود روستاهای داخل دینارکوه، باید گفت، منطقه خالی از سکنه است ولی قبل از حفاظت منطقه، عشایر در منطقه وجود داشتند که موجب از بین رفتن بعضی از گونه‌های گیاهی و شکستن درختان بلوط شده بود.

از نظر وضعیت طبیعی، منطقه حفاظت شده دینارکوه، منطقه‌ای کوهستانی از سلسله جبال زاگرس بوده که در دامنه ارتفاعی ۸۰۰ تا ۱۹۵۵ متر از سطح دریا قرار دارد. قله دینارکوه در قسمت مرکزی و زمین‌های کشاورزی واقع در جنوب روستای هزارانی به ترتیب مرتفع‌ترین و پست‌ترین نقاط ارتفاعی منطقه را تشکیل می‌دهند. در مجموع این منطقه از ارتفاع های به هم پیوسته و متعددی تشکیل شده و منطقه‌ای است کوهستانی با راه‌های صعب‌العبور که به لحاظ داشتن پوشش جنگلی تا بلندترین منطقه، دارای سیمایی کوهستانی با پوشش جنگلی می‌باشد.

یکی از دلایل عمده سکونت ایل دیناروند در پایه های دینارکوه، وجود منابع پربار آبی شامل انواع رودخانه های بزرگ و کوچک در این منطقه است.وضعیت طبیعی در این محل، با فعالیت های کشاورزی و دامداری که شغل های اصلی ایل دیناروند بودند، سازگاری دارد.برای توضیح بیشتر در وضعیت امروز، باید گفت:

منطقه حفاظت شده دینارکوه از منابع آبی زیادی برخوردار است. این منابع علاوه بر تأثیر بسزایی که در غنای زیستی منطقه دارند، جلوه‌های زیبایی را ایجاد نموده‌اند که از ارزش اکوتوریسمی زیادی برخوردارند. در محدوده، چندین رودخانه کوچک وجود دارد که عبارتند از، رودخانه تختان و خروزان که از مرز غربی منطقه عبور کرده و قسمتی از مرز منطقه را تشکیل می‌دهند. رودخانه چنیز انجیره که از ارتفاعات دامنه‌های جنوبی حوزه کبیرکوه سرچشمه گرفته و از نزدیک روستای انجیره وارد منطقه شده و جلوه‌هایی زیبا را در داخل منطقه ایجاد نموده است. رودخانه قدح که پس از عبور از روستای گنداب وارد منطقه می‌شود. سایر رودخانه‌ها فصلی بوده و فقط در فصل‌های بارندگی پرآب می‌شوند. در داخل محدوده حفاظت شده دینارکوه، چشمه‌های زیادی جریان دارند که عموماً برای مصارف حیات وحش، دام و شرب مورد استفاده قرار می‌گیرند.

منطقه حفاظت شده دینار کوه

منطقه حفاظت شده دینار کوه

با بررسی نمادها، مشخص می شود که ایل دیناروند، هم از نظر خاستگاه و هم، سابقه وجود، دارای تاریخچه ای درخور توجه است.این ایل، ضمن حفظ موجودیت خود در طول زمان، علی رغم حوادث مختلف، پراکندگی های زیادی را نیز تجربه کرد.این رویداد تنها شامل ایران نمی شد بلکه در عراق نیز که در همسایگی قرار دارد، به وجود آمد، بسیاری از این دیناروندها، در هنگام اخراج اجباری آن ها از طریق حکومت بعث عراق، به ایران بازگردانده شدند.برای بررسی بیشتر این پراکندگی، به چند مورد زیر اشاره می شود.موسیو چریکف، در صفحه۶۰ سفرنامه خود می نویسد:

«غره سپتامبر(اول ماه سپتامبر)، از راه کوه، به دره دادآباد رسیدیم.در این دره کمی آب جاری است و جایی دیدیم که محل توقف دو فوج سرباز بود.در سمت راست،کوه طاف دیده می شود و از آن، چشمه جاری است.کوه هایی که در وسط کوه های کرد و بی بی واقع شده است، آن ها را هشتاد پهلو می گویند.گردنه هایی که از کوه کرد الی کوه بی بی عبور کردیم ، سربالایی یکی از آن ها بی و سرپایینی یکی دیگر، در کمال صدمه و زحمت بود.از سمت شمالی کوه بی بی، جلگه خرم آباد یا شهر خرم آباد نمایان است و حال آنکه از آنجا الی خرم آباد، چهار فرسخ راه است.سرازیری از کله کوه بی بی تا پایین کوه، یک ساعت و نیم طول می کشد.در سمت چپ، از وسط دو کوه، دره باریکی است که به ییلاق، طایفه دیناروند می روند و نصف این طایفه، در نزدیکی خرم آباد سکنی گرفته اند.»

پژوهش های انجام شده در مورد دیرینگی ایل دیپاروند، تایید کننده سابقه طولانی آن هاست.

سپهبد علی رزم آرا،نخست وزیر وقت پهلوی دوم در کتاب جغرافیایی نظامی پشتکوه،در رابطه با دیرینگی ایل دیناروند در پشتکوه لرستان می گوید:
طبق بعضی از سوابق، سکنه اصلی پشتکوه در سوابق ایام، دیناروند ها و کاید خورده و سکنه اصلی آبدانان بوده اند‌، که در قسمت های معینی سکونت داشته بقیه نقاط آن مرتع و علف چر و محل قشلاق بیرانوند ها بوده است. پس از آنکه طوایف بیرانوند به شرارت مشغول و جهت کوتاه کردن دست آن ها از کبیر کوه و پشت کوه لازم شد که طایفه کرد را که محل سکونت آن ها در زرین آباد بوده است، به این منطقه کوچ دادند.(رزم آرا، ۱۳۲۰ خورشیدی).
دکتر بهارونددر کتاب قوم لر و همچنین، سایت خبری مورموری در مورد تاریخچه شهر مورموری آورده اند که:
«نام قدیم مورموری در ابتدا دیناروند بوده است که پس از جنگ محلی (قلعه سی) که در آن ایل دیناروند در حدود ۲۰۰ سال پیش با والی لرستان درگیر و پس از آن ایل دیناروند تضعیف شده و رئیس ایل (کاید همت خان بزرگ) کشته شد،با کشته شدن رئیس ایل در منطقه ،ایل دیناروند به سمت موسیان کنونی عقب نشینی نمود وسایر ایلات لر به منطقه کنونی مورموری وارد شدند ،در بین ایلات لر، ایل کایدخورده بزرگ ترین و قدرتمندترین ایل آن دوران بود که تا زمان اقتدار ایل دیناروند، خود را هم پیمان و جزئی از آنان می دانستند آما با شکست دیناروند از والی لرستان، ایل کایدخورده رفته رفته بر منطقه مسلط گشت.».(سایت خبری مورموری و بهاروند،۱۳۹۳).

لازم به توضیح است که ایل کایدخورده‌ در زمان قدرت ایل دیناروند به رهبری کاید همت خان، جزئی از ایل دیناروند بود. پس،با توجه به مدارک مشخص و دست اولی(سوابق) که رزم آرا ،مرد شماره دوم ایران در زمان پهلوی دوم در دست داشته،اذعان نمود که ایل دیناروند،قدیمی ترین ایل و سکنه پشتکوه لرستان بوده است.

جعفر خیتال در کتاب مجموعه آرا در مورد سرزمین پشت کوه ایلام، صفحه ۲۴۷ می گوید:
«طایفه دیناروند در گذشته از طوایف بسیار بزرگی بوده تمام قسمت های گرمسیری دهلران و دینارکوه (دهلران موسیان مورموری و آبدانان) را در اختیار داشته که به دلیل جنگ ها یی، پراکنش می‌شوند.
کرم علیرضایی، در کتاب بررسی پیشینه تاریخی اجتماعی و فرهنگی ده هزار ساله دهلران و استان ایلام، صفحه های۱۶۳ و ۲۱۳ در مورد ایل دیناروند و گویش آنان و دینار کوه می گوید:
«دیناروند یعنی افرادی که صاحب و دارنده دینارکوه هستند.گویش این مردم، لری دیناروندی می باشد، چون این رشته کوه(دینارکوه) محل اسکان طایفه ای دیناروند بوده به این علت اصطلاح دینار به این کوه اطلاق شده است».لازم به توضیح است که آقایان خیتال و علیرضایی،به عنوان پژوهشگران محلی شناخته می شوند.
در کتاب غلامحسین خان شهاب الملک پشتکوهی ،اثر صید محمد درخشنده، صفحه ۹۸ در مورد صفحه دیناروند آورده شده:
«به دلیل عدم پرداخت مالیات صفحه دیناروند به والی و متفرق شدن انان، طی حکمی از جانب والی شخصی بنام غلامحسین خان پشتکوهی مامور گردآآوری و تجمیع دیناروند در این صفحه شده است که در ادامه ی حکم از مامور والی خواسته شده بانهایت حسن سلوک و رفق مدارا رفتار نمایید.این نوع رفتار سردار سپاه در رعایت توصیه های والی با مردم صفحه ی دیناروند سبب میشود که :قلب ما را از رفتار و کردار خود راضی و خشنود گرداند.»

این، نشان دهنده ی اهمیت و جایگاه مردم منطقه نزد والی پشتکوه است.آنچه از سند بر می آید این است که دلیل متفرق شدن، نوعی نارضایتی از والی بوده و شخص والی با این اقدام قصد دلجویی و ترغیب مردم به برگشت به منطقه ی پشتکوه را دارند که پیش تر به دلیل وضع مالیات از آن خارج شده اند .
در ادامه ی سند همچنین از عموم کابدان وکدخدایان صفحه دیناروند، کاید حیدری و کاید مرتضی در خواست نهایت همکاری با ایشان را داشته و از توصیه شده از حکم ایشان که بنفع مردم این صفحه می باشد خارج نشوند.
در این کتاب، مستقیم به صفحه دیناروند، اشاره شده، لازم به ذکر است که حدود صفحه واقعی دیناروند،با توجه به اینکه قدمت بیش از هزار سال در پشتکوه لرستان تا حوالی شوش را دارد،از شمال به دینارکوه و کبیرکوه،از غرب به پهله زرین آباد.(ابتدای رشته کوه های دینارکوه). و از جنوب به دهلران و موسیان تا کوه های حمرین،و مرز عراق،از شرق به رود کرخه، از قلا سی آخرین حد حومه شهر مورموری،تا طرف راست کرخه و منطقه پشمینه زار اندیمشک،تا پای پل و تپه های باستانی شوش حالیه و ایوان کرخه(کوت گاپو).
این سند و تایید طوایف آن در منطقه ایلام(لرستان پشتکوه)تا حوالی شوش،در اواخر قاجار است.لازم به ذکر است که،این حدود بخشی از صفحه ایل دیناروند می باشد.

پروین ابوالحلاج، در صفحه ۲۰۳کتاب خوزستان عصر قاجار به نقل از منبع سفرنامه جنوب ایران،بابن و هوسه می نویسد:

«بابن و ابن هوسه در مورد برخی طوایف لر و بختیاری می گوید،طایفه هفت لنگ در سمت شمال کار.ن تا به قلب ایران سکنی دارند . ما هرچه خواستیم اطلاعات کامل از آن ها پیدا کنیم، نت.انستیم.توقف زیاد ما در این منطقه بی نهایت مشکل است و ار قراری که مسافرین سلف که در میان طایفه هفت لنگ رفته و از حدود آن ها عبور کرده اند، نوشته اند، نهایت مهمان پذیری و مهربانی از این طایفه دیده شد اما طایفه دیناروند که دذ مالمیر سکنی دارند........بالفطره شرورند.»

البته نویسنده در مقدمه می گوید«یکی از نقاط ضعف در گزارش سیاحان، بزذگنمایی بعضی از رفتارها و انعکاس آن در سفرنامه است چرا که برخی از سفرنامه نویسان با تعدادی محدود از ایرانیان در ارتباط بودند و یا بذخی، صرفا با اقشار متعلق به دربار اذتباط داشتند.»

در صفحه ۲۰۳ همین کتاب به نقل از صفحات ۶۷ و ۶۸ سفرنامه بابن و هوسه می نویسد:

«از سال۱۸۳۰ مطابق با ۱۲۴۶ قمری و ۱۲۰۹خورشیدی،طایفه دیناروند در قلل بسیار سخت سکنی داشتند.از آن تاریخ به بعد، محمدتقی خان چهارلنگ، به آن ها ایمنی داده و در این جلگه حاصلخیز مالمیر مسکن دارند.در وسط جلگه مالمیر، خرابه شهر قدیم ایدج نمایان است.ایدج، شهر بزرگی بوده که اتابکان لرستان بیشتر در این جا مسکن داشتند.»

لازم به یادآوری است که سی بابن و فردریک هوسه که هر دو فرانسوی بودند در سال ۱۸۵۵ برابر با ۱۲۷۱ قمری و ۱۲۳۳ خورشیدی به ایران یفر کردند.

آقای کرم علیرضایی در کتاب خود در صفحه ۲۳۷ با توضیح تاریخ ایلام می نویسد.

«پس از مرگ اسماعیل خان فیلی، یکی از نوه هایش به نام حسن خان، به فرمانروایی پشتکوه رسید.پس از مدت زمانی از سپری شدن والی گری حسن خان بر لرستان فیلی، میان وی و پسرانش علی خان، احمدخان و حیدرخان اختلاف پدید آمد و پدر را از حاکمیت عزل کردند.علی خان پسر بزرگ حسن خان به عنوان والی لرستان قدرت را در دست گرفته و طایفه های کرد، شوهان، دیناروند، لارت، هندمینی، سگوند و بیرانوند ریاست وی را پذیرفتند»

وی در صفحه ۲۳۸ می نویسد:

«هنری لایارد طایفه های موجود در دشت دهلران و مناطق پیرامونی در زمان حکومت علی خان والی را اینگونه برشمرده است.دیناروند، لارتی، ماموس، پاپیروند، نوروزوند، احمدجاشنی، گارگی(گرکی) رشتی، شهریاروند، خربزانی، بیاتی، دهلرانی، قطب الدین، هاوری(هوری) کایدخورده و دوستعلی وند»

لایارد در صفحه های ۱۵۰ و ۱۵۱ در کتاب سیری در قلمروی بختیاری و عشایر بومی خوزستان، می نویسد:

«من به مسافرانی که قصد سفر به دزفول دارند، سفارش می کنم که در آغاز از بغداد به بدره بروند و در آن جا بمانند تا یک گروه از سواران والی لرستان(علی خان) که عازم اقامتگاه خود هستند،همسفر شوند و یا کوشش کنند که بیش از این، موافقت علی خان را برای سفر به قلمرو حکومتی اش جلب کنند.سعی کنند که در درون تل و ماهورهای کم ارتفاع و میان طوایف دیناروند و کاووسی عبور کنند.»

آقای کرم علیرضایی در صفحه ۳۸۵ کتاب خود، با اشاره به رابطه میان سادات موسوی و دیناروند می نویسد:

«طبق روایت های شفاهی موجود، ساکنان منطقه هلیوه و کوشک(بخش کلات مورموری)شامل ایل دیناروند و دو طایفه از سادات موسوی بوده اند.سادات موسوی جبلی، ذریه سید محمد الجبلی و سادات موسوی الحمزاوی، ذریه سید قطب الدین ابوزید.وجود سنگ های قبر تاریخی و بقاع متبرکه، تاییدی بر روایت تاریخی فوق الذکر هستند و همچنین اسناد تاریخی مکتوب از جمله وقف نامه های بقاع متبرکه، نشان دهنده این ووضوع هستند که ساکنان قدیمی منطقه دربرگیرنده ایل دیناروند و طوایف سادات موسوی بوده اند.علاوه بر آن، اسامی مکان ها در منطقه، حاکی از وجود ایل دیناروند در کنار سادات موسوی می باشد که شامل، مکان های آب شرف آباد منسوب به تیره ولی شرف دیناروند، دره کاید عالی، منسوب به یکی از بزذگان این ایل، تاق اکبر منس.ب به کاید اکبر از روئسای ایل دیناروند، سر گچی منسوب به تیره سرگچی دیناروند که همگی حاکی از حضور ایل دیناروند در همسایگی سادات موسوی در منطقه هلیوه و کوشک می باشد.»

آقای علیرضایی در این مورد که دیرینگی ایل دیناروند دارای مدارک معتبری است به رابطه میان تاریخ طبری و واژه قلاسی می پردازد و در صفحه ۴۲۶ می نویسد:

«شگفتی در عبارت تبری(طبری) این است که واژه قلعه سیاه را به شیوه زبان لری، قلاسی نوشته و این نام واژه،موید این فرایند تاریخی است که ساکنین نخستین این قلعه، به زبان پهلوی دوره ساسانی سخن گفته اند و یادآوری می شود که زبان پهلوی از زبان های بازمانده دوران پهلوی ساسانی است و بر اساس این پروژه شناسی، می توان گفت که ساکنان این دژ ساسانی به زبان پهل.ی سخن گفته اند و چون زبان لری، یکی از زبان های جای مانده از پهلوی ساسانی است، بنابراین، بر اساس زبان، پیشینه ، حوادث پیش آمده و کوه دینار و جنگ قلاسی و نام قوم دیناروند و اسکان آن ها تا دوره معاصر در این قلعه، می توان ابواب جمعی این ایل را بازمانده قوم کهنی دانست که در این قلعه اسکان داشته اند.»

بررسی دیرینگی ایل دیناروند با توجه به منابع تاریخی، اسناد مکتوب جای مانده از قدیم و تاریخ شفاهی سالخوردگان و پیران خردمند، نشان از اتصال آن در حداقل شکل، به پایان دوره ساسانی است گرچه احتمال حضور در تمام این دوره هم وجود دارد و چنانچه، پژوهش های افزون تر مبتنی بر فعالیت های باستان شناسانه و اکتشاف الواح و نبشته های دوران های پیش از آن انجام گیرد،چه بسا دیرینگی ایل دیناروند به دوره هخامنشیان نیز متصل گردد.

دیناروند و خوانین فیلی

با توجه به وجود این دو در استان های لرستان و سابقه زندگی طولانی در منطقه، روابط میان این خوانین و ایل دیناروند را می توان از سه منظر مورد تاکید قرار داد.

اول: تقابل بر سر قلمرو و منابع یا رقابت سنتی
در دوران قاجار، قدرت یک ایل با میزان دسترسی‌اش به «ییلاق» یا مراتع تابستانی و «قشلاق» یا مراتع زمستانی و همچنین کنترل بر «راه‌های عبور» سنجیده می‌شد.
- فیلی‌ها از گروه‌های بسیار قدرتمند و با نفوذ در بافت لرها بودند که گاهی نفوذشان به مناطق وسیعی کشیده می‌شد.
- دیناروندها نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در نواحی استراتژیک (مرز میان لرستان، ایلام و مناطق کوهستانی)، از نظر قلمرو و مراتع، به طور حتم، با گروه‌های قدرتمند دیگر (از جمله فیلی‌ها یا سایر ایل‌های منطقه) در یک نوع «رقابت سالم یا گاه پر تنش» قرار داشتند. این رقابت برای حفظ حقِ چرای دام و امنیت مرزهای ایل بود.
‌ دوم: بازی سیاسی با دولت مرکزی (استراتژی توازن)
دولت قاجار در مدیریت قبایل، از سیاست «توازن قدرت» استفاده می‌کرد.اگر یکی از خوانین (مثلاً از فیلی‌ها) بیش از حد قدرتمند می‌شد و قدرت خود را به چالش دولت می‌کشید، دولت سعی می‌کرد با حمایت از ایل دیگری (مانند دیناروندها) یا دادن امتیاز به سران آن‌ها، قدرت خوانین اول را خنثی کند.

از سوی دیگر، در زمان هایی که دولت مرکزی ضعیف بود یا با تهدیدهای خارجی (مثل حملات بیگانگان یا شورش‌های بزرگ) روبرو می شد، این ایل‌ها (دیناروند و فیلی) ممکن بود در قالب یک «اتحاد موقت» برای حفظ امنیت منطقه یا در برابر مداخله های بی‌مورد دولت، با یکدیگر همکاری کنند.
‌ سوم: پیوند فرهنگی و زبانی (ریشه‌های مشترک)
با وجود تمام رقابت‌های سیاسی و سرزمینی، نباید فراموش کرد که هر دو گروه، بخشی از جامعه‌ی بزرگ لرها بودند.آن‌ها زبان مشترک، آداب و رسوم مشابه، ارزش‌های اخلاقی یکسان مانند مهمان‌نوازی، جوانمردی و اصالت و ساختار اجتماعی مشابه (خان، کاید، تیره‌بندی) داشتند.این شباهت‌های فرهنگی باعث می‌شد که حتی در زمان اختلاف ها، نوعی «فهم متقابل» میان بزرگان آن‌ها وجود داشته باشد. در واقع، آن‌ها با هم می‌جنگیدند یا با هم متحد می‌شدند، اما همگی می‌دانستند که در یک فرهنگ و هویت واحد ریشه دارند.

این دو از نظر تاریخی، همکاری و همبستگی هایی داشته اند به طوری که کریم خان فیلی، نوه دختری کا شریف دیناروند بود.این نزدیکی به شکلی استمرار یافت که در هنگام مهاجرت از قلمرو پشتکوه به شمال خوزستان، همراه هم بودند.در این مورد، تاریخ شفاهی گویای نزدیکی و احترام متقابل میان آن هاست به طوری که در مسئولیت های حفظ سرحدات و مقابله با مخالفان یکپارچگی ایران، در کنار هم جنگیدند.تعدادی از تیره های دیناروند در جریان قتل علیمردان خان و غلامرضا خان فیلی، در کنار آن ها بودند و سختی های محاصره را متحمل شدند.

تیره های دیناروند:

ایل دیناروند به دلیل قدمت طولانی خود، تشکیل جمعیتی قابل توجه و به تبع آن پراکندگی جهت درآمدزایی و به مرور فاصله گرفتن جغرافیایی، جهت شناخت بهتر به شاخه هایی تبدیل گردید.این سعب گرچه در اصل ار یک ریشه و پدر برخوردار بودند اوا به مرور و افزایش جمعیت، تیره تیره شدند.

گرچه نام تیره ها متفاوت است اما بدون دلیل هم نیست.گاه از نام پدر و افرودن وند، ساخته شدند مانند گمروند یا شمسیروند و گاه از نام یک مکان تاریخی استفاده شده مانند سرگچی و گاه مستقیم از نام بنیانگذار سود برده مانند حسن غلامعلی که در هر صورت، وقتی به گذشته های دورتر مراجعه می شود، تعداد تیره ها کمتر از زمان های بعدی است.

با این حال، چون نظر نگارنده بر اتصال این ایل به دوره ساسانیان و حتی هخامنشیان است لذا این تصور که شاخه شاخه شدن، به تدریج و از کم به زیاد، روی داده است، پیش بینی می شود که در صد سال آینده از این تعداد هم بیشتر شود.

آنچه از تاریخ شفاهی و گفته های سینه به سینه بر می آید، در یک برهه،بعد از کشته شدن کای همت، بزرگ ایل، دیناروند به سه قسمت تقسیم می شود.
اول:منطقه جغرافیایی پنج برار و پیرامون آن به زعامت کای مرادی ها، شامل، سرگچی، مولی، ولی شرف، پیشکار، کوچونی، و روغنی
منطقه جغذافیایی قلاسی و پیرامون آن به رهبری کای محمدی ها شامل، گمروند، شمسیروند، کیووند، حسن غلامعلی، منگری، بویزه( بوه)،تلحی( گله دار)
منطقه جغرافیایی دینارکوه و پیرامون آن، شامل، هشاور( کل کل و علیداد)، مماور، مالملایی

به مرور زمان و انواع رویدادها و نیز مهاجرت های درون استان و یا برون از استان، تغیبرهایی در نامگذاری به وجود آمد که حتی تیره هایی از درون تیره ها، ادعای مستقل بودن را داشتند که البته ازدیاد جمعیت، شهرنشینی، افزایش قشر تحصیل کرده، تحقیق های علمی و‌ مطالعات تاریخی در این رابطه بی تاثیر نبودند به طوری که امروز، در بسیاری از کشورهای اروپایی فرزندانی از ایل دیناروند با تخصص های متفاوت و مشهور در حال فعالبت هستند و از مرربندی تیذه ها می گذرند و بر «دیناروند بودن» تاکید می کنند.

در هر صورت و برای حفظ هویت تاریخی این ایل و با توجه به گسترش جمعیتی آن، نام تیره های امروز آن را با استفاده از پیران خردورز، تاربخ دانان ایل، رهبران تیره ها و هم افرایی حداکثری به این شکل، معرفی می شوند.

کاید، شمسیروند، هشاور، مماور ، حسنغلامعلی، مانگری، طالبک، کوچونی، ترکزی، پیشکار، قیاسوند، مملی، مولی، ولی شرف،کیووند، روغنی، بوزه،