وزیر:یکی از سیاسی ترین شخصیت آموزشی در روش های متمرکز، وزیر آموزش و پرورش است.او انتخاب دولت و تایید شده مجلس هر کشوری است.این، در راس هرم تربیت قرار دارد و دستورات وی به مدارس ابلاغ می گردد.چنین فردی در مقابل مجلس، پاسخگوست.
نگرش های سیاسی او، بدون شک، عاملی در ورود به دولت است.همسو بودن با مرام حزب و گروهی که تشکیل دهنده دولت است، الزامی است.این، نکته ای بازدارنده در بسیاری از تصمیم ها و خلاقیت هاست.او محدود در اندیشه های سیاسی است.
از طرفی، این شخص در محدوده حزبی قرار می گیرد و از طرفی دیگر، تحت فشار تغییرات جهانی است.گرچه، به تعالی سازی اعتقاد دارد اما قادر به این کار نیست.او محصور بوده و تنها انتظاری که از وی می رود، حفظ وضع موجود است.این، امر میمونی نخواهد بود و هرگز مورد تایید نیست.
در کنار این محدودیت، عدم متخصص بودن وزیر هم، نکته منفی برجسته ای است.او که باید، اندیشه آموزشی داشته باشد، دارای نگرش های سیاسی است.این باعث می شود تا امید به رشد و بالندگی در مکان اصلی تربیت یعنی مدرسه، کمرنگ شود.
در واقع، می توان عقب ماندگی نظام آموزشی کشورها را به وزیر متصل نمود.این مورد که گاه توقف نامیده می شود، در سیاسی ترین کشورها، روی می دهد.رشد آموزشی با نگرش سیاسی محض در تضادی مستقیم است.اندیشه های سیاسی با آموزشی و رشد، همخوانی ندارند
در کنار این موضوع و با مطالعه وضعیت بعضی کشورها، متوجه رشد و ترقی آن ها می شویم.این مهم را می توان از طریق آموزش و پرورش تطبیقی دریافت و یا با مراجعه به کتاب های سال یونسکو به خوبی درک نمود.این که، چگونه، بعضی کشورها موانع سیاسی را حذف نموده اند.
دریافت آگاهی ها از این طریق، نشان می دهد که بعضی از کشورهای ییشرو در امر آموزش، دارای وزیرانی متخصص و مستقل بوده اند.یعنی، ملاک انتخاب آن ها، اندیشه ورزی و باور به تغییر بوده است.همان نیازی که رشد نظام به آن وابسته است.
بنابراین، وزیر آموزش و پرورش، مدیری با خردورزی تحولگرا و اندیشمندی برای ایجاد تغییر در جهت رشد و تعالی سازی است.متخصصی که بدون پژوهش و دریافت های منطقی، اقدامی انجام نمی دهد.او می داند، چه می کند.
در همین راستا،هر گونه اندیشه ای در مدیریت مدارس که جنبه نوآوری و خلاقانه داشته باشد، مورد توجه خاص وزیر قرار می گیرد.وی برای ایجاد تغییر به منظور بالندگی نظام، به اصل تشویق معتقد است و لذا دستورات او نیز این چنین می شوند.
وزیری که قبل از این، پژوهشگری ماهر است، از سخنرانی های بی محتوا بری است.همایش های او جنبه علمی دارند و از این طریق، شوق تحقیق را در همکاران خود به خصوص مدیران کل، به وجود می اورد تا آن ها نیز به لایه های پایین تر به ویژه مدارس، منتقل کنند.
بدبختی زمانی است که وزیر، شخصی غیر متخصص، خموش و بی تحرک باشد.بدتر از آن، فردی منفعت طلب و برتری خواه، در این مسئولیت گمارده شود.این چنین افرادی اگر خیلی خدمت کنند، راکت کردن فعالیت هاست. یعنی، روزمرگی و بی تحرکی در درون نظام آموزشی است.
با تمام این توضیح ها، باید پذیرفت که رشد یا عدم تحول در نظام های آموزشی، به راس هرم قدرت، مربوط می شود.این شکل هندسی که در قاعده وسیع تر است، شامل مدارس به خصوص، مدیران می گردد.همان کسانی که در اصل، بیشتربن فشار را متحمل می شوند.
این که میان وزیر و دلسردی قاعده هرم یا دلگرمی آن ها رابطه است، شکی نیست.این راس می تواند، شادی آفرین یا غمساز باشد.این، بسته به خصلت های وزیر است که چگونه فضایی را می سازد.کدامین، زمینه ها را به وجود می آورد.چشم مدیران مدارس به وزیر است.
در همین رابطه، گرچه ویژگی های خاصی برای وزیر آموزشی، متصور است اما برجسته ترین آن ها، شجاعت است.او از حذف نیروهای اضافی، درس های زاید، مدارس ضد آموزشی با هر نام و صاحبی، هراس ندارد.اقدام های او سازنده است.
جذب معلم برای رفع کمبودهای مدارس به هر شکلی قابل قبول نیست.او مدارس را آزمایشگاهی برای آزمایش و خطا نمی داند لذا اجازه نمی دهد که هر کسی، معلم شود.از نظر او،کسانی حق تدریس در مدارس را دارند که فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم یا دانشگاه فرهنگیان باشند.
شجاعت او در کنار تخصص در تربیت و رشد و نیز روح پرسشگری، باعث می شود تا نسبت به ساختار آموزش و پرورش به خصوص، مدارس، معترض و خواهان فضای آموزشی به جای اداری باشد.او ایده پردازی ماهر است.
او، بسیاری از موارد رسوبی در محدوده کار خود را اضافی می داند لذا در صدد جایگزینی آن ها و استفاده درست از این نیروها می گردد.نظام گسترده و بطلان موجود را محدود و روح آموزشی را وسعت می بخشد.او تغییرات را شروع می کند.
وزیر می داند که سیاسی نیست.او اندیشه ورزی تربیتی است که تحت تاثیر هیچ فشاری قرار نمی گیرد.کلام او مبتنی بر استدلال و منطق است.او خود را متعلق به همه مردم می داند.عدالت آموزشی برای او، اصل است.وی به دنبال رقابت جهانی است.
شجاعت او در تغییر باعث می شود تا در مواردی که با تربیت جهانی به خصوص سازمان های آموزشی مانند یونسکو، همخوانی ندارند، تجدید نظر کرده، با مطالعه دلایل عدم نیاز، نسبت به حذف آن ها اقدام نماید.او روشنگری را اصل می داند.
آنچه در مورد نقش و تاثیر وزیر در رشد و تعالی مطرح شد، جهانی است لذا شامل کشور ما نیز می شود.به طور مثال، مواردی مانند ورود آموزشیاران نهضت سواد آموزی به چرخه تدریس، بازنگری در ساختار اداری، نیاز یا عدم نیاز به مربی پرورشی، وجود یا عدم وجود مدارس غیر انتفاعی و نام های مختلف مدارس، محتاج تصمیم گیری هایی شجاعانه است
