دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ ساعت: 11:49

تیره های دیناروند شوش:

با توجه به اینکه، تیره های دیناروند از بیست مورد هم تجاوز می کنند و این نشان دهنده ازدیاد جمعیت این ایل است اما همه آن ها تابع مهاجرت های دولتی نشدند و بعضی، در سرزمین اصلی خود یعنی استان های لرستان و ایلام، باقی ماندند گرچه همین تیره ها هم طی سال های طولانی به دشت خوزستان به صورت کوچ گردانی، در تردد بودند.

از طرفی باید سکنی گزینی این ایل را در دو مقطع زمانی مورد نظر قرار داد.یکی که تاریخچه طولانی دارد و حداقل به دوران قاجار برمی گردد و اوج آن اواخر این حکومت است و دیگری، اثر جنگ تحمیلی عراق و اشغال بخش هایی از استان ایلام و بمباران های وحشیانه و در نتیجه مهاجرت به شهرهایی مانند شوش است.

آنچه به عنوان معرفی تیره های دیناروند مطرح می شود، مربوط به همان تاریخچه طولانی است یعنی دیناروندهایی که امروز در شوش سکنی دارند، متولد همین شهر هستند و بستگان متوفی های آن ها در قبرستان هایی مانند اطراف حرم، عباس شوش، عبدالله بن علی، سید طاهر، غیب، آخراسفالت و روستاهای اطراف، آرمیده اند.

روشن است که همه تیره های دیناروند، چنین وضعیتی ندارند.پوشش معرفی این تیره ها، تنها شامل شوش و روستاهای قدیم آن، حتی مکان هایی که امروز از بین رفته اند، می گردد.در این بررسی، تلاش ها بر انعکاس واقعیت های تاریخی است و قصد غلو کردن و خیال پردازی های عامیانه و افسانه سازی، وجود ندارد.

چنین کوششی، در راستای نگهداری واقعیت های تاریخی است تا با ماندگاری آن ها، نسل های آینده از نجربه های ایجاد شده، راه های تازه ای برای شکوفایی و پیشرفت های خاص فرهنگی و به تبع آن، اتصال به دنیایی مملو از پاکی و همدلی های گم شده، بیابند و به آن هایی که هنوز قدم به دنیای خاکی نگذاشته اند، گوشزد کنند که تاریخ فراموش شدنی نیست، از اتصال به آن،خوشبختی آینده خود را تضمین کنید.

در این بررسی، از انواع راه ها جهت دست یافتن به تاریخ و گذشته استفاده شده که بدون شک«تاریخ شفاهی» یکی از منابع مورد اعتماد در این مسیر بوده است.بزرگان، خردورزان سالخورده، خاطرات، مکان های تاریخی، رویدادهای تلخ و شیرین گذشته با اندکی ملاحظات، تصاویر، سندهای ملکی و در نهایت غربالگری های اندیشمندان و استفاده هرچه بیشتر از توافق نظریه ها، عواملی مهم در این مسیرها بودند با این توضیح که ادعای کامل بودن از نگارنده مبری است و چه بسا دیگرانی وجود داشته باشند تا در زمان هایی مناسب تر، دانستنی های بیشتری به این محموعه بیفزایند.

تیره حسن غلامعلی:سابقه تاریخی این تیره از نظر، انشعاب، مربوط به حدود سیصد تا سیصد و پنجاه سال پیش است.در آن زمان که ایل دیناروند به صورت اکثریت در مورموری اسکان داشتند و طبق اسناد، این منطقه به «مورموری دیناروند» مشهور و نامگذاری شده بود، ازدیاد جمعیت و جا به جایی محیط جغرافیایی به خصوص به اطراف استان لرستان، دامنه دینارکوه و پتک دیناروند و در نتیجه، نیازمندی به رهبری واحد در منطقه زندگی،حسن فرزند غلامعلی که مردی با هوش و دارای زمین های کشاورزی وسیع و دامداری قابل توجهی بود، مسئولیت بستگان و نزدیکان خویش از جمله فرزندان و نوه های خود را برعهده گرفت.

از آن زمان، دیناروندهای این رهبری را «حسن غلامعلی» نامیدند.این تیره، هرگز رابطه خود با سایر افوام و هم تباران را قطع نکرد و به طور مرتب، ارتباط با سایر تیره ها از جمله کایدهای اولیه مانند کاشریف و کا همت را حفظ کرد.گسترش تیره با ازدیاد فرزندان نسل اول، به سرعت صورت گرفت به طوری که قبل از اسکان در شمال خوزستان، تعداد نسل ها به هشت نسل رسید.

اگر میانگین سن نسل ها را که به طور معمول در آن زمان به دلیل ازدواج در سنین کم، حداقل ۴۵ سال در نظر بگیریم، سابقه این تیره کمتر از سیصد سال نخواهد بود.این یعنی، شاخه حسن غلامعلی، تایید کننده سابقه طولانی ایل دیناروند در استان های لرستان و ایلام است زیرا قبل از این، تیره هایی با قدمت بیشتر مانند کایدها و کیوندها وجود داشته اند.

بررسی های تاریخی نشان می دهند که ورود این تیره به خوزستان به ویژه شوش، در طی زمان، به دو صورت انجام گرفته است که در شکل اول که بسیار قدمت دارد، مانند سایر اقوام لر، «ییلاق ــ قشلاقی» و در شکل دوم، سکنی گزینی دائمی بود.تمرکز دانستنی ها بر اسکان دائم است.

این تیره، در سال۱۲۹۰، با توجه به سیاست های دولت قاجار از یک طرف و رقابت های درگیرانه در منطقه مورموری به خصوص رویداد قلاسی از طرف دیگر، همراه با طوایفی مانند شوهان، کرد و کاوند به همراه خوانین فیلی وارد شوش شده و در حاشیه رودخانه شاوور، در محلی که امروز آخراسفالت نامیده می شود، جنب پل، استقرار یافتند با این تذکر، که این افراد، تعدادی از این تیره بودند و مابقی، همچنان در استان ایلام، در دامنه دینار کوه و به خصوص پتک دیناروند ماندگار شدند.

این تیره به رهبری کا مذکور دیناروند، با استفاده از نی های کنار رود و ساختن کپر در کنار رودخانه شاووری که آن زمان پهناتر از امروز بود، سکنی گزیدند.این در حالی بود که شوش از جمعیت خالی و اطراف حرم، قبرستان و تعداد زیادی درخت کنار وجود داشت.هیچکدام از دو عمله درست نشده بودند اما قلعه دمرگان و قلعه کریم خان فیلی وجود داشتند.مقبره دعبل خزائی که معروف به عبدالله بن علی و دارای حصاری گلی و گنبدی کوچک بود، نیز در همین محل قرار داشتند.

کا مذکور دیناروند که رهبری این ایل را در دست داشت، از نظر اتصال به نسل، فرزند بیچاره، فرزند رحمت، فرزند همت علی، فرزند رحمان(رمی) فرزند احمد، فرزند حسن، فرزند غلامعلی و متولد سال، ۱۲۶۴ و متوفی، ۱۳۴۸ و آرمیده در قبرستان قم است.او پنج فرزند پسر به نام های کریم، مجید، عزیز، قاسم و حبیب داشت که در حال حاضر، هیچکدام از آن ها در قید حیات نیستند اما فرزندان آن ها(نوه های کا مذکور) ادامه دهنده منش او هستند.

تاریخ این تیره را می توان بدین شکل توصیف کرد که، بعد از استقرار در کنار رودخانه شاوور، به دلیل وزش باد و انتقال آتش از تژگاه(آتشگاه) محل پخت و پز، به کپرها و سوختن کامل آن ها، مجبور به چادرنشینی بالای تپه های باستانی شدند.

درگیری های منطقه ای به خصوص مسئله سرقت ها که به طور مستمر در محدوده جغرافیایی شوش تا مسیر دزفول و نیز دشت عباس، صورت می گرفت، این تیره را به همراه علیمردان خان فیلی به درون قلعه باستانی کشاند.هفته ها محاصره و گرسنگی و کشته شدن خان، پایان این محاصره گردید.

با روی کار آمدن غلامرضا خان فیلی، برادرزاده علیمردان خان، موضوع «عمله» و سکنی گزینی این تیره در عمله غلامرضا خان(شهرک ابوذر فعلی)، نوعی امنیت به وجود آمد که در آن، کا مذکور دیناروند به عنوان یکی از یاران و مشاوران خان، از سواران همراه او بود.در همین زمان، عمله سیف هم درست شده بود.

با ترور غلامرضا خان فیلی در بیشه زار کرخه، نزدیک قدمگاه شچاخ که معروف به بیشه سورو(بیشه سرخ) و مجروح شدن کا مذکور دیناروند، تمرکز تیره بر اسکان در یک محل خاص در عمله به نام «محله دیناروندها» استوار گردید.این سکنی گزینی ابتدا به صورت چادرنشینی و بعد با استفاده از گل و چوب های بیشه، به شکل روستایی انجام گرفت.

دیناروندهای این تیره، صاحب نسق شدند و این تقسیم بندی زیر نظر رهبری تیره انجام شد.هر شخص، نیم خیش زمین کشاورزی را صاحب گردید.در این زمان، کا مذکور ضمن گرفتن شناسنامه برای تک تک افراد تیره، مسئولیت کل عمله را نپذیرفت و تنها به تیره خود پرداخت.

با درگذشت کا مذکور در سال ۴۸ و مراسم پرشکوهی که برای وی برگزار گردید و حتی میهمانانی از شهرهای مختلف عراق در این مراسم طولانی شرکت کردند، بنا به وصیت او، به قم منتقل و در قبرستان قدیمی آن به خاک سپرده شد.با فوت ایشان، فرزندش، شادروان عزیز مسئولیت پدر را ادامه داد و در زمان او بود که بعضی از سنت های قدیمی تیره از جمله زمان طولانی ترحیم ها کوتاه گردید.

با فوت ناگهانی کا عزیز دیناروند که موجی از اندوه و ناباوری را ایجاد کرد، فرزندش حاج حمید که از فرهنگیان خوش نام و موفق در مدیریت آموزشی بود، هدایت تیره را برعهده گرفت.وی از روش شورایی برای پیشبرد کارها استفاده می کند.از کارآمدترین کارهای این دوره، ایحاد صندوق حمایت تیره است که اعضا به صورت سالیانه مبلغ تعیین شده ای برای رفع مشکلات خاص، واریز می کنند.

این تیره در طول حیات خود در شوش خدمات مفیدی را از طریق فرزندان خود، انجام داده است.مسجد امام حسین که معروف به مسجد دیناروندهاست، در همین محل ساخته شده است.در همین رابطه باید به شهدای این تیره یعنی سه برادر به نام های یدالله، محمد و کاظم دیناروند و نیز علیرضا لالوند، اشاره نمود.شهید یدالله علاوه بر بازیگری در تئاتر، مانند پدر بزرگ خود، مرحوم مشکور، شاعری توانا بود.

این تیره، افراد صاحب نام هایی دارد که هریک در رشته های تخصصی خود بانی خیری برای مردم بوده اند.از جمله آن ها:

دکتر عاطفه لالوند متخصص قلب و عروق که با ایجاد مطب در شوش و مدتی حضور در بیمارستان نظام مافی، کمک شایانی به مردم منطقه نمود.

استاد محمدرضا دیناروند از بنیانگذاران باشگاه ورزشی، فرهنگی تاج(استقلال)، رئیس هییت فوتبال، رئیس تربیت بدنی آموزشگاه های شوش، رئیس هیئت تنیس روی میز، مربی فوتبال،مدیر عامل باشگاه استقلال و از فرهنگیان خوش نام شوش، در هر دو عرصه فرهنگ و ورزش خدمات شایانی نمود.

شادروان حاج عبدالرضا لالوند، رئیس هیئت دوچرخه سواری شوش و عضو موثر استان خوزستان، عضو شورای اسلامی شهر شوش، رئیس تربیت بدنی آموزشگاه های شوش و پدر دکترهای معروف و متخصص، دکتر عاطفه، دکتر کوثر و دکتر حسین لالوند، دارای سابقه درخشانی در خدمتگزاری به مردم است.

دکتر حسین لالوند، فوق تخصص قلب و عروق، شاغل در بیمارستان نظام مافی و درمانگاه های خیریه، با برد تخصصی، هرگز شهر خود را ترک نکرد.

دکتر کوثر لالوند، متخصص زنان و زایمان، با وجود زمینه های انتقال به شهرهای دیگر، همچنان در حال خدمت به همشهریان خویش است.

شاعر به نام شوشی، هوشنگ دیناروند که کتاب های شعر او منتشر شده اند، عبدالحسین احمدی مدیر تولید مواد شیمیایی کاغذسازی پارس، محمدرضا احمدی، معاون اداره کل بیمه تامین اجتماعی استان خوزستان، استاد جعفر دیناروند، نویسنده مشهور استان که بیش از بیست اثر او منتشر شده است، از جمله افراد این تیره محسوب می شوند.

تیره ولی شرف:

یکی دیگر از تیره های معروف ایل دیناروند که تاریخچه گسترده ای دارند، تیره ولی شرف است.نامگذاری این سعبه از دیناروند مانند بعضی دیگر، برگرفته از نام جد خود در هنگام زندگی بوده است.این ایجاد شعبه هم به دو دلیل صورت گرفت.اول ازدیاد جمعیت دیناروندها و به تبع آن، مشکل رهبری در این وسعت و دوم، جا به جایی حغرافیایی به دلیل نیازهای زمان از جمله دست یابی به چراگاه های مناسب برای تغذیه دام هاست.