آموزش متوسطه:با شکل گیری جدید و حذف دوره راهنمایی تحصیلی که در سال پنجاه بنیان آن گذاشته شده بود، بار دیگر به روش قبل از سال پنجاه بازگشتیم.د آن سال ها، دوره ابتدایی شش سال ودبیر ستان نیز شش ساله بود.
با این توضیح که دو نوع دبیرستان وجود نداشت در حالی که امروز با دو نام دبیرستان دوره اول و دبیرستان دوره دوم، به فعالیت می پردازد.اینکه کدام روش درست تر است؟ مورد نظر ما نیست.تمرکز بر شکل آموزشی مدیریت است.
در دوره اول دبیرستان، دروندادها، افرادی دوازده ساله و خروجی آن، پانزده ساله هاست.در این سنین، بزرگترین رویداد، بلوغ جنسی است.تغییری مهم که غفلت از آن، سبب مشکلات تازه ای در یادگیری و رفتار می گردد.
مدیر آموزشی، در این وضعیت با دو نکته مهم روبروست.نکته اول، جنس فراگیران است و نکته دوم، انواع بلوغ های جنسی مانند پیش و حین بلوغ است که باعث تغییر خلق و خوی شاگردان می شوند.
مطالعه روانشناسانه برای کسب آخرین نظریه ها در مورد دوره نوجوانی و ارتباط مستقیم با شاگردان به منظور دریافت میزان تفا.ت های فردی، امری لازم و ضروری است.این مهم از طریق همکلامی، سریع تر صورت می گیرد.
توجه به خانواده برای مدیر آموزشی، زیر بنای شناخت انواع خرده فرهنگ ها می شود.این بدان معنی است که نوجوانی، دوره تغییرهای مهمی محسوب می شود که ممکن است سبب انحراف های فردی و اجتماعی گردد.
مدیر آموزشی می داند که شاگردان، مدت زمان کمی در اختیار او قرار دارند و لذا باید بر هماهنگی میان آموزشگاه و خانواده، متمرکز شود.تضاد میان این دو نهاد تاثیرگذار، زیان های جبران ناپذیری ایجاد خواهند کرد.
تشکیل جلسه های آموزشی و دعوت از اهل فن، به خصوص، تربیت دانان و اساتید آموزش خانواده، برای ترفیع آگاهی های پدران و مادران، از وظایف ذاتی یک مدیر آموزشی است.این، باعث احساس تعلق میان خانواده . آموزشگاه می شود.
مدیر آموزشی در این نوع دبیرستان، مبتکرانه عمل می کند.این توانایی به خصوص در نوآوری و خلق فضای جذاب و شادی آفرین، مهم تر از سایر موارد، خودنمایی می کند.جذابیت سازی فضای ساختمانی، ضروری است.
تشویق و تنبیه در این دوره، وضعیتی خاص دارد.مدیر باید، معنای علمی این دو را درک کند.بداند که، تشوبق، به شوق آوردن است. شادی درونی است.باید ماندگاری داشته باشد.نباید مانند تشویق یک کارگر کارخانه به آن نگریست.
مدیر، در این رابطه، از روش های عامیانه مانند جایزه و امثال آن استفاده نمی کند زیرا می داند که جایزه، پاداشی برای پاسخ دادن به عملی است که منفعت طلبانه است.در واقع، بده و بستان است.همان کاری است که بعضی از خانواده انجام می دهند.
در اصل، وقتی، پدری به فرزند قول می دهد که«اگر نمرات درسی، فلان شوند، دوچرخه ای می گیرد», یعنی، اگر کمتر بگیرد، دوچرخه ای در کار نیست، پس، فرزند برای به دست آوردن دوچرخه، تلاش می کند و این یعنی، معامله و به اصطلاح، رشوه مودبانه است.
در مورد تنبیه هم، نگاه مدیر آموزشی، علمی است.رفتاری حساب شده است.او بدون اندیشه و معنای حقیقی تنبیه، اقدامی انجام نمی دهد.خشونت در این سن، استقامت می آورد.مقاومت و حتی درگیری بعضی از شاگردان، دور از انتظار نیست.
تنبیه، مانع سازی برای انجام ندادن رفتارهای غیر انسانی است و چون، فراگیران، با توجه به سن و دوران بلوغ،احتمال کجروی های متعددی را دارند لذا، مدیر آموزشی از روش تنبیه، در کنار تشویق،استفاده می کند.
ارتباط موثر با فراگیران، در کنار رابطه صمیمی با آموزگاران و سایر کارکنان، موجب زمینه سازی برای اصلاح امور به خصوص یادگیری و به تبع آن، رشد توانایی های انسانی خواهد شد.اقتدار مدیر،موثر بر توفیق است.
حضور مدیر در محوطه آموزشگاه در هنگام تفریح و خود را مانند فراگیران، نیارمند به استراحت نشان دادن، زمینه شناخت بیشتر و درک .وقعیت ها را مهیا می کند.این می تواند، ایجاد کننده صمیمیت نیز گردد.
با تمام این توضیح ها، باید پذیرفت که مدیریت در این مقطع، کار ساده ای نیست.نوع آن با دبستان متفاوت است کمااینکه مانند ابتدایی، آموزشی است پس، گرفتار مدیریت اداری شدن، فاجعه است.مدیریتی آموزشی در وضعیتی جدید است.
در همین رابطه، باید به تاثیر جنس فراگیران بر نوع مدیریت آموزشی و تفاوت میان پسران و دختران نیز اشاره نمود.این مهم در باره بلوغ، بسیار حیاتی است زیرا دختران، همزمان با پسران بالغ نمی شوند.
این یعنی، چون دختران به طور معمول، دو سال زودتر از پسران به این تغییر می رسند لذا، میان مدیریت این دو جنس، تفاوت هایی به وجود می آید.مدیریت دختران مشکل تز پسران است زیرا، به طور حتم، دختران در دوره اول دبیرستان بالغ می شوند اما، پسران ممکن است پیش بلوغ داشته باشند.
بنابراین، مدیریت دختران، زمان بیشتری، درگیر مسائل بلوغ می شوند کمااینکه، احساس ترس بعد از بلوغ در دختران نیز، مشکلی جدید محسوب می گردد که در پسران نیست.گوشه گیری و انزوا، برای دختران، افزایش می یابد.
