دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۴ ساعت: 14:50

شهرداری و شورای شهر:تشکیل شهرداری و شورای شهر، دارای پیشینه تاریخی است به طوری که در اواخر قرن سوم هجری قمری به منظور اداره امور شهری، دایره احتسابیه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد اما شهرداری با مفهوم امروزی، از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب ۱۱ خرداد۱۲۸۶ خورشیدی پا به عرصه وجود نهاد.این قانون در ۵ فصل و ۱۰۸ ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده ۹۳ آن بر لزوم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است.

با نسخ قانون مذکور در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، سرپرستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت.

در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی شهرها زیرنظر مهندسین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد، با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی، موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال ۱۳۲۰ خورشیدی، اداره مزبور به اداره کل امور شهرداری ها تبدیل گردید سپس بر اساس قانون ۱۳۲۸ خورشیدی با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر سیاسی و اجتماعی تحولاتی در وضع شهرها به وجود آمد.

به دنبال گسترش شهرها و افزایش جمعیت و به تبع آن، تنوع نیازها و احتیاج شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداری ها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت به گونه ای که امروزه از شهرداری ها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند.شایان ذکر است که نخستین شهرداری در ایران، در سال ۱۲۸۶ خورشیدی، در تهران تأسیس و در مجموع، تا پیش از انقلاب اسلامی، تعداد ۴۵۳ شهرداری در کشور تأسیس گردید.

شوراها نیز دارای پیشینه تاریخی است به طوری که در دوره مشروطه و حکومت قاجار، قانون شورای و ولایتی تصویب شد اما با مخالفت هایی مواجه گردید.در سال ۱۳۴۱ و پهلوی دوم، قانون شوراها به تصویب مجلس شورای ملی رسید و تا قبل از انقلاب، دو دوره آن برگزار گردید.کار اصلی شوراهای شهر، انتخاب شهردار بود.

وضعیت شهرداری شوش بدین شکل بود که ابتدا در سال ۱۳۳۰ خورشیدی با ادغام در بخشداری و سپس در سال ۱۳۳۴ به طور مستقل، تاسیس گردید.با اینکه ساختمان آن، در اختیار شهرداری بود ولی به دلیل کاروانسرایی بودن شوش، امکان فعالیت مستقل وجود نداشت.این ساختمان بالاتر از اداره پست بود که بعد از انقلاب محل شورای شهر گردید و امروز تخریب شده است.

اولین شهردار مستقل، سید احمد حجتی در سال ۱۳۴۲ بود که موفق شد در سال ۱۳۴۳ با عقب نشینی کاروانسراها، خیابان روبروی حرم به نام ۲۵ شهریور را جدولبندی و سپس آسفالت نماید.بعد از درگیری او با گیرشمن و عزل وی، دکتر خلیل اللهی که پزشک درمانگاه بود، مدتی شهردار شد.بعد از او و اواخر چهل فردی به نام سیاحی از سوسنگرد، شهردار گردید.سید احمد حجتی برای بار دوم و سپس شخصی به نام استقامت دار، این مسئولیت را پذیرفت.مدتی اشرف زاده سرپرست شد و در نهایت مهندس فیلی به عنوان آخرین شهردار قبل از انقلاب از سوی شورای شهر انتخاب گردید.

در مورد انتخابات شورای شهر شوش قبل از انقلاب باید گفت که دو دوره برگزار گردید که در دوره اول، سید موسی فخرایی، علی یزدانفر، مجید تعبیرزاده، عبدالحسین دانیالی و غلام مستحفط و در دوره دوم، علی رضا یاحسن، صالح خنیفر، غلامرضا تاری، علی حسن صیاد و سید احمد احمدی انتخاب شدند.

شیر و خورشید:جمعیت شیر و خورشید سرخ نخستین سازمان خیریه ایران بود که عهده‌دار وظایف مهم و متعددی در مسائل مربوط به امدادرسانی در حوادث غیر مترقبه و امدادی، آموزش کمک‌های اولیه، تأسیس بیمارستان و درمانگاه، تهیه دارو و تجهیزات پزشکی، تربیت پرستار، نگهداری از کودکان بی سرپرست، ارائه برنامه‌های ویژه برای جوانان و برخی فعالیت‌های عمرانی در داخل و خارج از کشور بود. این جمعیت در سال ۱۳۰۱ پس از زلزله نابودگر تربت حیدریه توسط امیر خان امیراعلم تنظیم و تأسیس گردید. نام جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ به جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت.

اداره شیر و خورشید شوش در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه به صورت هیئت مدیره ای، تاسیس گردید.محل ابتدایی آن، بالاتر از باشگاه استقلال و در منزل سید موسی فخرایی، قرار داشت و بعد از ساختن بیمارستان نظام مافی در سال ۱۳۵۲ به آن مکان منتقل گردید.

اعضای هیئت مدیره آن، ابتدا مهندس رحمانی(مدیر عامل نیشکر)، عبدالرضا دانیالی، محمد عدالت پور، سید عیسی شاه جهانپور و هوشیار حسینی(بخشدار) و مدیر عامل هم آقای رحمانی بود.

این اداره، چندین کارمند از جمله عبدالکریم کلیددار به عنوان حسابدار،غلامحسین حجتی، محمود صیدالی دفتردار، خانم مساحی منشی و خانم مهین مشهدی عباس، رئیس دفتر داشت.بعد از کناره گیری آقای رحمانی، عبدالرضا دانیالی، مدیر عامل شد.بیمارستان نظام مافی زیر نظر این جمعیت اداره می شد به طوری که استخدام پرسنل و تامین پزشک که بیشتر فیلیپینی بودند، به وسیله آن انجام می گرفت.بعد از انقلاب این مسئولیت برداشته شد و به وزارت بهداشت واگذار گردید.

کشاورزی:پیش از دوره قاجاریه نامی از اداره فلاحت یا وزارت فلاحت در هیچ کتابی نیست، بلکه همه جا گفتگو از املاک شاه و دیوان خالصجات یا اداره خالصجات است. در زمان مظفرالدین شاه در سال ۱۲۶۹ طبق تصویب‌نامه هیئت وزرا اداره‌ای به نام اداره‌کل فلاحت و تجارت تأسیس شد.در سال ۱۳۰۹ وزارت فلاحت و تجارت و فواید به ۲ وزارتخانه تقسیم شد، وزارت اقتصاد ملی و وزارت راه اداره‌های فلاحت و تجارت و معادن، وزارت اقتصاد ملی را تشکیل می‌داد.

در شهریورماه ۱۳۱۰ وزارت اقتصاد ملی به سه اداره‌کل تقسیم شد که عبارت بودند از اداره‌کل فلاحت، اداره‌کل صناعت و اداره‌کل تجارت. در سال ۱۳۱۱ از دو اداره‌کل فلاحت و صناعت، یک اداره‌کل به نام اداره‌کل صناعت و فلاحت شکل گرفت که پس از دو الی سه سال از هم جدا شدند و دوباره اداره‌کل فلاحت و اداره‌کل صناعت هر یک جداگانه تأسیس شد و پس از چند سال نام اداره‌کل فلاحت به اداره‌کل کشاورزی تبدیل شد.

از شهریورماه ۱۳۲۰ اداره‌کل کشاورزی به وزارت کشاورزی ترفیع یافت.در سال ۱۳۳۵ هدف و وظایف وزارت کشاورزی و شرح وظایف آن تدوین شد. در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ با تصویب قوانینی چهار وزارت‌خانه کشاورزی، اصلاحات ارضی، منابع طبیعی، تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی فعالیت‌های مربوط به بخش کشاورزی را عهده‌دار شدند.در سال ۱۳۵۰ وزارت منابع طبیعی منحل شد و وزارت کشاورزی و منابع طبیعی به وجود آمد. در سال ۱۳۵۶ از ادغام وزارت کشاورزی و منابع طبیعی و وزارت تعاون و امور روستاها، وزارت کشاورزی و عمران روستایی تشکیل شد.

شوش از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶ دو اداره به نام های سازمان توسعه روستایی که مقر آن در دزفول اما پوشش خدماتی آن روستاهای شوش را در بر می گرفت، کارمندانی از شوش، این خدمات را اجرا می کردند.در سازمان آقای غلامرضا آیند دزفولی کار توزیع چای خشک به صورت مجانی به بعضی از روستاهای اطراف را اپجام می داد.رئیس این اداره ابتدا مهندس ستاره و سپس آقای باطنی بودند.توزیع نفت سفید که البته مخزن آن در جریه سید موسی بود را هم، همین اداره با نرخ پایین، صورت می داد.

اداره دیگری به نام اداره تعاون روستایی در شوش وجود داشت که مستقل از دزفول عمل می کرد.این اداره به ریاست مهندس شرافت، در خانه ای اجاره ای کنار شهرداری سابق قرار داشت.مالک آن مجید تعبیرزاده و کارمندان آن عبدالمجید مغنی و نوذر صادقی بودند.تمرکز خدمات آن ها، کشاورزان روستاهای اطراف بود.این روند تا سال ۵۶ ادامه داشت و قرار شد که اداره کشاورزی و منابع طبیعی ایجاد شود.به نظر می رسد که این کوشش ها جدی نبود و با انقلاب اسلامی، جهاد کشاورزی درست شد.

فرهنگ و هنر:در سال ۱۲۳۰ خورشیدی وزارت علوم تاسیس گردید.

وزارت علوم ابتدا به وزارت علوم و معارف تغییر نام یافته سپس در سال ۱۲۶۶ خورشیدیبه وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه تغییر نام یافت این وزارتخانه وظایف آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر، علوم و آموزش عالی و سازمان اوقاف را برعهده داشت.

در سال ۱۳۰۰ شورای عالی معارف به منظور توسعه دوائر علوم و اشاعه معارف و فنون و رفع نقایص تحصیلات علمی و فنی تشکیل گردید.

در سال ۱۳۱۷ به موجب مصوبه فرهنگستان ایران کلمه فرهنگ جایگزین کلمه معارف شد و وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به وزارت فرهنگ تغییر نام داد.

در ۲۴ آبان سال ۱۳۲۸ اداره هنرهای زیبا بنا به مصوبه شورایعالی نگارش و هنرهای زیبا تشکیل گردید.

در تاریخ ۱۳۲۹/۲/۱۱ هجری خورشیدی اداره هنرهای زیبا به اداره کل هنرهای زیبای کشور تغییر مییابد. در وزارت فرهنگ تشکیل شد.

سپس بموجب مصوبه شورایعالی فرهنگ شورای عالی هنرهای زیبا تشکیل گردید.

در سال ۱۳۴۰ هنرهای زیبای کشور برای پیشرفت هنر و ترویج آثار هنری و تشویق هنرمندان و احیاء هنرهای ملی تحت نظر نخست وزیر قرار گرفت.

در تاریخ آذرماه ۱۳۴۳ وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد و به استناد آن قانون هنرهای زیبای کشور، اداره کل باستانشناسی، کتابخانه ملی، دایره رایزنیهای فرهنگی و اداره تالیف و ترجمه از وزارت فرهنگ منتزع و به وزارت فرهنگ و هنر منتقل شد.

در سال ۱۳۴۴ تاسیس کتابخانه عمومی در تمام شهرها بر اساس قانون به عهده وزارت فرهنگ و هنر گذاشته شد.در تیرماه ۱۳۴۶ شورایعالی فرهنگ و هنر تاسیس شد.

اداره فرهنگ و هنر شوش در اواخر دهه چهل تشکیل شد.مسئولیت آن شامل حفظ آثار باستانی، موزه، کتابخانه و محل آن ابتدا پایین باغ موزه و سر دو نبش خیابان اصلی و فرعی قرار داشت.بعد از آن به داخل قلعه و سپس تا انقلاب به ساختمانی جدید در باغ موزه منتقل گردید.

فعالیت های آن بیشتر به ، گردشگری، بازدید از موزه، جشن های آن زمان و برگزاری کنسرت های موسیقی، مربوط می شد.در همین زمینه، اداره کل اهواز با اعزام گروه های هنری به شوش با این اداره همکاری موثری داشت.

در طول فعالیت های آن، افراد متعددی مسئولیت آن را برعهده داشتند.از مهم ترین کارهای آن زمان، تاسیس کتابخانه عمومی در باغ موزه بود که در نوع خود بهترین محسوب می شد.

افرادی مانند اعتمادی اهل کاشان، نعمت الله ایزدیار اهل دزفول، محمدعلی یزدانفر اهل شوش، ناصر ترکی اهل اصفهان و پرویز جزایری اهل خرم آباد، مسئولین این اداره بودند.بعد از انقلاب این اداره به دو بخش فرهنگ و ارشاد اساامی و اداره میراث فرهنگی تبدیل گشت.