دوستداران تربیت

امیدوارم  جهان به مرحله ای برسد تا بر اساس آن تربیت بتواند به سیاست جهت دهد .

درباره من
با توجه به نقش تعلیم و تربیت در انسان سازی، تاثیر آن بر تحولات انسانی و کمک  به پیشرفت جوامع، این پایگاه تلاشی درجهت کمک به هم فکری ، مشاوره،هم کاری، هم دلی و هم زیستی مسالمت آمیز تمام انسان هایی دارد که می کوشند جوهره ی آدمیت را بارور و صلح و صفا در میان آن ها را نشو و نمو دهند.کوششی است که در کهن شهر تاریخی شوش،  در  شهردانیال پیامبر،دعبل خزائی، فتح المبین و شهدای گمنام و بی ادعا، انجام  و امیدوار است که  ایجاد   آن باعث اتحاد بیشتر مردم این مملکت گردد. نظریه پردازی در عرصه ی تعلیم و تربیت و ارائه ی طرح های جدید در جهت ایجاد تغییر و تحول در نظام اموزشی از کوشش های دیگری است    که  در همین راستا انجام می گیرد. تبادل اطلاعات با اندیشمندان تربیتی و استفاده از کلیه ی  نظرات ارائه شده،نهایت تلاش و کوشش این پایگاه است.
نويسنده :استاد جعفر دیناروند
تاريخ: پنجشنبه بیستم دی ۱۴۰۳ ساعت: 9:54

مقدمه:

مدیریت،یکی از روش های علمی در سازمان دهی به فعالیت ها برای رسیدن به اهداف است.شکل گیری انواع ان بستگی به تولید نهادهای انسانی در جامعه دارد.سازمان بیمارستان، کارخانه، دادگستری، آموزش و پرورش و نهادهای مختلف دیگر، به انواعی از مدیریت نیازمندندکه پاسخگوی اهداف آن ها باشند.
مدیریت در معنای امروزی یک علم است که دارای اصول،قوانین،ضوابط و روش های خاص است.تمام مدیریت ها در اصل با یکدیگر مشترکند،تنها چیزی که آن ها را شعبه شعبه می کند،محتوای آنان است.مدیریت دولتی،مدیریت صنایع،مدیریت خانه و مدیریت آموزشی از انواع مختلف مدیریت هاست.اداره کردن محیط تحت نظر ،یک معنا از مدیریت است اما تمام ان نیست به همین دلیل است که موفقیت یک مدیر را در اداره کردن نمی دانند.مدیریت یک نکته مهم دیگری نیز دارد و آن نیروهای زیر مجموعه است.مدیر از ان ها چه می خواهد و آن ها از مدیر چه انتظاری دارند؟

مدیریت آموزشی نوعی از مدیریت است که از بسیاری جهات با دیگر مدیریت ها متفاوت است.زیر مجموعه و افراد آن از جنس انسان هایی است که در زمینه ی رشد فعالیت می کنند.در این حالت ،مدیریت دستور دادن نیست.بنابراین مدیریت آموزشی به آن نوع از مدیریت گفته می شود که در آن فرایند تربیت ،هدف اصلی کوشش کنندگان است.رئیس و مرئوس معنایی ندارد.موفقیت مدیر در حفظ وضع موجود نیست.او در تکاپوی ایجاد تغییر و رسیدن به وضعیت مطلوب است.مدیری است که به آموزش به عنوان یک راه حل می نگرد.او نمی تواند خود را از دیگران جدا سازد.او به وضع قوانین و اجرای ان نمی نگرد،بلکه به دنبال آن است تا قوانین انسانی را کشف و اجرا کند.اگر در یک کارخانه از قانون افزایش حقوق برای کار بیشتر استفاده می شود.این روش در مدیریت آموزشی به این شکل قابل قبول نیست.

یک مدیر دادگستری،بیمارستانی و نیروی انتظامی در اجرای کارهای خود محدودیت هایی دارد که ناشی از ضوابط است،گرچه ممکن است با مسائل انسانی خیلی مطابقت نداشته باشد.ورود به ادارات مختلف و احساس تفاوت در برخوردها ،دیدار با مسئول و یا ابراز عقیده در انتقاد یا تقدیر،به دلیل تفاوت در محتوای مدیریتی است که در آن اداره حاکم است.مدیریتی که نمی خواهد وضعیت تغییر یابد،با مدیریتی که خواهان تحول در جامعه است،بسیار متفاوتند .مدیریت آموزشی که به طور معمول در مراکز علمی اجرا می شود چه خصوصیاتی دارد؟ایا با دیگر مدیریت ها در تضاد است؟آیا شکلی خاص دارد؟

ویژگی های مدیر:

مدیریت آموزشی،نوعی از مدیریت است که در نام مدیریت با انواع مختلف آن مشترک اما ،از نظر محتوی و دید،نگرشی متفاوت دارد و در یک واژه"استثنا"ست.در مورد به کار گیری این واژه و مکان آن، نظرهای متفاوتی بیان شده است.بعضی آن را مختص مدارس می دانند و به طور کلی به کار گیری آن را در مکان های دیگر صلاح نمی دانند.ما این دیدگاه را نمی پذیریم.هر مکانی که به دلیل آموزش به وجود امده باشد و یا به نوعی آموزش در ان صورت گیرد،در درون خود نیازمند به مدیریت آموزشی است.با این توضیح،مدارس رسمی،غیر رسمی،دانشگاه ها،صدا و سیما،مجلات،روزنامه ها ،میادین ورزشی واز همه مهم تر محیط خانواده در زیر مجموعه ی مدیریت آموزشی قرار می گیرند.بعضی از نظرها، مکان ها را به دو بخش آموزش به عنوان وظیفه ی اصلی،مانند مدارس،اموزش به عنوان وظیفه فرعی مانند صدا و سیما،تقسیم بندی می کنند.دیر اموزشی به عنوان یک واژه ی معنا دار دارای ویژگی هایی است که به طور خلاصه بیان می شوند.

الف:کاری تخصصی است و غیر متخصص ها نمی توانند در ان موفق باشند.

ب:دید مدیر و اقتدار ان جنبه اموزشی دارد بنابراین طلبکارانه و آمرانه نیست.

ج:نگرش مدیر،ایجاد تغییر در جهت رشد است بنابراین حفظ وضعیت موجودبرای او ملاک نیست.

د:مدیر،آموزشی است بنابراین در شکل های دیگر مدیریت مانند،بوروکراسی و اداری ذوب نمی شود.

ذ:مدیر اموزشی به طور حتم یک پژوهشگر،حداقل در حوزه ی کاری خویش است.

ذ:مدیر آموزشی تکرار کننده حرف های قدیم نیست،بلکه،مبتکر و نو گراست.

ر:مدیر آموزشی حداقل دارای مدرک کارشناسی در یکی از رشته های علوم تربیتی است.

ز:مدیر آموزشی،یک رهبر آموزشی است که به طور منظم همکاران خود را هدایت می کند.

ژ:مدیری است که با حضور در کلاس های همکاران ،از نزدیک در جریان فعالیت ها قرار می گیرد و اصلاح می کند.

س:سابقه مدیر آموزشی از تمام همکارانش بیشتر است و معلوماتش راهنمای،آن هاست.

ش:بیشترین ساعات حضورش در کلاس های درس و در محوطه آموزشی، میان فراگیران است.

ص:محل زندگی او در محل آموزش قرار دارد و هرگز از ان جدا نیست.

ض:مدیر آموزشی ثابت ترین فرد در فرایند آموزش است و تغییر آن، مشکل سازترین کار ممکن است.

ط:مدیر آموزشی بیشترین حضور را در محل کار دارد لذا از پذیرفتن مسئولیتی که با ان مغایر است،سر باز می زند.

روش های مدیریت آموزشی و ویژگ های دیگری نیز قابل ارائه هستند که در صورت لزوم بیان می شوند.

چالش ها:

مدیریت در ذات خود بامشکلات و مسائل بسیاری روبروست.نوع مشکلات بستگی به نوع مدیریت دارد.در مدیریت سیاسی،مسائل شکل خاصی دارند ولی این شکل در مدیریت صنعتی به صورت دیگری نماد می یابد.اگر در صنعت با تولید بیشتر یا با کیفیت بهتر روبرو هستیم،چالش ها در همین زمینه ایجاد خواهند شد.عدم دقت کارگران یا فرسودگی دستگاه ها و ابزار کار،چالش های ان را تشکیل می دهند.ماهیت چالش ها می توانند اهمیت مدیریت را نیز مشخص نمایند.به طور مثال اگر در مدیریتی،چالش ها باعث افت تولید شوند،ممکن است اقتصاد ضربه بیند.در مدیریت اموزشی که با یادگیری و انسان سازی روبرو ست،چالش ها رنگ انسانسی به خود می گیرند و زیان عدم توجه به ان گریبان گیر جامعه می شود.

مدیریت اموزشی،مدیریتی خاص و انسانی است.ورود به ان کار هر متعهدی نیست.کسانی در ان وارد می شوندکه به اهمیت ان واقف باشند.کسانی که می دانند،این نوع مدیریت،با دیگر انواع ان بسیار متفاوت است.یادگیری، رشد تربیتی، کمال، تحول، انسان سازی، رشدعلمی، ابتکار، اکتشاف، اختراع، تقویت توانایی ها،‌ خودباوری و بسیاری از واژه های این چنینی در دایره ی این مدیریت شکل می گیرند.طبیعی است که مدیریتی به این عظمت با چالش های بزرگی روبرو باشد.البته اگر مدیر ان ها را چالش بداند.کسی که ذات آموزشی ان را درک کند،می داند که حرکت در جهت اهداف آموزشی کاری سهل و آسان نخواهد بود.

در این بخش شماری از چالش ها، لیست و اطلاع رسانی می شوند.با این توضیح که هرکدام از ان ها دارای روش های مختلف در اصلاح هستند که در صورت لزوم می بایست اجرا شوند.من چالش ها را،چاله های ایجاد شده در جاده ی حرکت مدیریت اموزشی می نامم.معنای ان این است که بسیاری از ان ها مصنوعی و به ناحق ایجاد شده اند.بخشی از ان ها از طبیعت اموزش،ناشی می شوندو تعدادی نیز از روی عدم اگاهی و غیر تخصصی بودن نظریات،حاصل می گردند.جدا سازی ان ها کاری ضروری است اما زمان بر است ،به همین دلیل از تحلیل چالش ها گذشته و به صورت کلی به ان ها اشاره می شود.

الف:ذوب شدن مدیر در مدیریت اداری و خدماتی به طوری که ضمن فراموشی بعد اموزشی وظیفه ،در پیچ و خم های اداری و خدماتی، مفقود می شود.

ب:تاکید بر امار و گزارشات ارقامی به جای تاکید بر محتوا در گزارشات،به طوری که به یک مدافع در این چالش تبدیل می شود.

ج:پای بندی به اصلاح افت تحصیلی از طریق بالا بردن میزان قبولی دانش اموختگان به جای پای بندی به کاهش افت علمی از طریق افزایش اموخته ها و اصلاح روش های تدریس .

چ:تاکید بر حل مشکلات از طریق نامه نگاری و ارجاع مشکلات به مقام های بالا دستی به جای حل مشکلات از طریق تدبر وحل ان در درون مجموعه.

ح:اجرای دقیق دستورالعمل ها و عدم باور به راه حل های ابتکاری،خارج از دستورات مانند حضور در منازل فراگیران و امثال ان.

خ:عدم حضور در کلاس های درس،در محوطه ی اموزشی و در میان معلمان و فراگیران و به جای ان حضور مستمر در جلسات اداری و دفتر کار.

د:عدم انجام مطالعات تحقیقی،خصوصا مطالعات موردی و فاصله گرفتن از مطالعات علمی و عدم ارتباط با مراکز مهم مدیریت اموزشی و در نهایت عدم اگاهی از پیشرفت های مربوطه.

البته موارد دیگری نیز دراین ارتباط وجود دارند که در هم اندیشی مدیران قابل یافتن می باشند.

مطالعات:

مدیر اموزشی به عنوان فردی که در دوجهت،مدیریت و اموزش،فعال است با مدیریت های دیگر متفاوت است.او از یک سو در محدوده ی قوانین،اصول و مبانی علم مدیریت قرار می گیرد و از طرف دیگر در دایره ی وسیع یادگیری حرکت می کند.در این راستا اهمیت یادگیری و ایجاد تحول باعث می شود تا او را به عنوان مسئول هدایت یادگیری در مجموعه ی خود به حساب اوریم.موفقیت همکاران یک مدیر،بستگی زیادی به میزان مساعدتی دارد که اطلاعات،معلومات واگاهی های مدیر در اختیار انان قرار می دهد.بنابراین در میان مدیران اموزشی هم تفاوت ها وجود دارد.مدیری که طبق ضوابط حرکت می کند و با دستورالعمل ها به انجام وظایف می پردازدو مدیری که می داند چه می خواهد و با ابتکار و خلاقیت رشد تربیتی را در دیگران ایجاد می کند.

نیاز مبرم یک مدیر اموزشی به میزان معلوماتی است که لازم است داشته باشد.از یک طرف با فراگیرانی روبروست که شرایط سنی،خلق و خوی ،انتظارات و رفتارهای متفاوتی دارند،از طرف دیگر معلمانی که در رشته های مجزایی تدریس می کنند،با خانواده ها،با قوانین،باجامعه و در نهایت با امر یادگیری که خود به اندازه ی کافی وسیع و بزرگ است،به شکل های مختلفی رو بروست.او در حوزه های گوناگون علمی وارد شده است.

این حقیقت را همه ی مدیران اموزشی نمی پذیرند و انجام وظیفه را در چارچوب وظایف ترسیم شده،اجرا می کنند.موفقیت یک مدیر در رسیدن به هدف ارزیابی می شود،ان چیزی که ما ان را تحولات انسانی به وسیله ی یادگیری می نامیم.بنابراین یک مدیر می بایست در حوزه های متفاوت دارای مطالعات مستمر باشد که مهم ترین ان ها عبارتند از:

الف:روان شناسی به عنوان علمی که در بخش های مختلف مانند،تربیتی،شخصیت،عمومی،اجتماعی و رشد،دارای اطلاعات مفیدی در جهت شناخت بهتراست و مدیر به طور مستمر از طریق مطالعه ی ان ها به نظریات جدیدی دست می یابد.

ب:جامعه شناسی به عنوان یک علم جمع شناسی و فرد شناسی در جمع،جهت پی بردن به دلایل رفتار ها برای یک مدیر امری لازم است.

ج:فرهنگ شناسی در جهت شناخت باورها ،عقایدوسنت ها وفراگیری ان ها از نظر انتخاب روش موثر تر در انتخاب تصمیمات مهم،برای یک مدیر کارساز خواهد بود.

چ:روش های تدریس که نشان از اگاهی از انواع متد ها در موفقیت یادگیری است،از این نظر دارای اهمیت است که مدیرمی توانددر راهنمایی معلمان همکار،موثر تر عمل کند.

ح:علوم تربیتی که علم اشنایی با رشته های مختلف تعلیم وتربیت است به مدیر کمک می کند تا با استفاده از معلومات کسب شده،با همکاران این علم ،نز دیکی های بیشتری داشته باشد.

بدیهی است، هر چه میزان اگاهی ها و مطالعات مدیر در زمینه های اموزشی و تربیتی بیشتر باشد،احتمال موفقیت نیز بیشتر خواهد بود.

جنسیت:

تفکیک جنسیتی،نظریه ای جدید است که در بعضی از کشورهای جهان ،مطرح شده است.خبرها حاکی از جدا سازی اتوبوس های درون شهری در شهر توکیو ی ژاپن دارد.اساس این نظریه بر تفاوت ها و انتظارات بر پایه ی قابلیت ها،استوار است.در کشور ما ایران، یک بعد دیگر نیز موثر است و ان بعد اعتقادی و دینی است.این یعنی مسئولیت ها علاوه بر توانایی ها به مرزبندی های عقیدتی نیز مربوط می شوند.

در مراکز علمی جهان ،مدیریت اموزشی بر اساس توانایی ها شکل می گیرد و جنسیت نقشی در ان بازی نمی کند.بدین معنا که جنس فراگیران هر چه باشد،موید انتخاب جنسیتی نمی شود.مردان زیر مجموعه باشند یا زنان،تفاوتی ایجاد نمی کند.شاید بعد تبلیغاتی این نوع انتخاب،فرا تر از مسائل دیگر باشد،اما یک سئوال اساسی نیز قابل طرج شدن است و ان اینکه ایا می توان تفاوت های فردی را که جنس عامل ان است،نادیده گرفت؟ایا روحیه ی خانم بودن را مردان می توانند درک کنند؟

این واقعیت که زن، رن و مرد، مرد است را نباید نا دیده گرفت.مرد احساسی دارد،روحیه ای دارد،محدودیت هایی دارد ،عواطفی دارد و غرور و تکبری دارد که ذاتا در زن یافت نمی شود.این ها را در محیط چگونه می توان هضم کرد؟اینکه یک مرد،روحیه ی زنانه ای گیرد ویک زن روحیه ی مردانه ای کسب کند و هر دو در قالب لباس و شکل ظاهر نمایان دهند،به هیچ عنوان به معنای نزدیکی ان دو نخواهد بود.موفقیت و عدم موفقیت را باید در جنسیت نیز تفسیر کرد.

مدیر اموزشی مرد،در محیط تحت نظرش که هم جنس با او هستند،درک متقابلی دارد.همین حالت در میان مدیران زن نیز صادق است.حتی اگر از بعد عقیدتی وارد نشویم و اصولا افرادی باشند که دین را در زندگی خود وارد نمی کنند،ابعاد روانشناسانه وجامعه شناسانه را چگونه تفسیر می کنند.صبر،در میان مردان و استحکام مدیر در ارتباط با مسائل یادگیری،به این دلیل لازم است که فراگیران او پسرانی هستند که به مراتب از دختران،فعالیت های بدنی،ایجاد تنش،مقاومت های منفی و در یک کلام مزاحمت سازی،بیشتری از خود بروز می دهند که از ذات درونی و جنسیتی ان ها برمی خیرند.

برای مدیریت اموزشی به طور کلی باید دو قالب متفاوت گشود.این دو قالب را نیز جداگانه تفسیر کرد وبه هیچ عنوان نباید با یکدیگر مقایسه نمود."مدیر اموزشی زن"و "مدیر اموزشی مرد".البته من مخالف این نظر هستم که جدا سازی ان ها منجر به برتری جویی شود.ارتباطات علمی،استفاده از تجارب یکدیگر،کسب علم و ایجاد توانایی های نو از یکدیگر و در نهایت حرکت در اهداف مشترک مدیریت اموزشی که همانا ،تکامل و تحول سازی فراگیران است،باید به طور مستمر وجود داشته باشد.این مهم با برگزاری نشست های علمی و تحقیقاتی امکان پذیر است،به شرط ان که هر دو از تصورات مدیریت اداری خارج شوند.

روش ها:

مدیریت در واقع روش گزینی مدیر در محیط کارش است.از این واژه به عنوان توانایی در رهبری نیز استفاده می شود.این یک اصل علمی است که در رسیدن به هدف ناگزیر باید راه را انتخاب کرد.بدون انتخاب مسیر امکان حرکت درست وجود ندارد.بسیاری از تحلیل گران حتی عدم موفقیت را به روش ها نسبت می دهند.

نگرش به مدیریت از هر نوعی که باشد ناگزیر از انتخاب راه است.این در مورد مدیریت اموزشی باحساسیت ببیشتری نگریسته می شود.مدیریت اموزشی نمی تواند خود را محصور به روش های متداول درمدیریت نماید،گرچه استفاده ی از ان ها هم منعی ندارد. روش های مدیریت اموزشی از جنس یادگیری،ابتکاری،انسانی،نوگرایی و خلاقیت گرایی است.این تعجب بر انگیز نیست که یک مدیر اموزشی بتواند یک روش جدید خلق و معرفی کند.

مدیریت اموزشی همچنانکه جنسش با سایر مدیریت ها متفاوت است ،روش های اجرایی ان نیز متفاوت،گاهی متناقض و در مواردی متضاد است.روش های موجود در مدیریت که بسیاری از ان ها از پیش تعیین شده و بر اساس پژوهش های علمی،حاصل شده اند،کلیاتی را مطرح می کنند که در تمام مدیریت ها قابل اجراست.ولی یک نکته بسیار مهم در روش اجرایی این است که "مدیریت یکی نیست".

روش های مدیریت به طور کلی دو حالت دارند.یابراساس قانون ابلاغ می شوند.مانند انواع تنبیه ها و تشویق ها ،یا بر اساس ابتکارات مدیر اجرا می شوند مانند،رفاقت،دوستی و هم فکری.نوع اول را غیر قابل انعطاف و سنگ سخت گویند که به طور کلی در مدیریت اموزشی،فقط نقش بازدارندگی ایجاد می کند.نوع دوم قابلیت انعطاف دارد و با توجه به زمینه های مختلف قابل اجرا است.مدیریت اموزشی از نوع دوم است .دلایل ان هم مشخص و معلوم است.اینکه اموختن امر یکنواختی نیست.انسان متغییر است. مواد اموزشی مشابه نیستند.شرایط سنی یکی نیست.جنس ها متفاوتند و بسیاری از عوامل مداخله گر که می توانند در ایجاد روش و چگونگی اجرا، موثر باشند.

روش مدیریت اموزشی در اصل انتخابی است و مدیر با توجه به عوامل مهم در گزینش اقدام می کند.روش در این حالت به طور قطع ابتکاری است و مدیر مبتکر ،در اجرا موفق است.کشتی مدیریت در اب های ارام به ارامی هدایت می شود.تلاطم در دریا باعث تغییر روش می شود.ان روشی کار ساز است که در مقابله با امواج تصمیمات درست تری بگیرد.انسان در حال اموختن دقیقا بدین شکل متغییر است،گهی ارام و مطالب لذت بخش و گهی نا ارام و عصبی و مطالب سنگین و ازار دهنده است.

مدیریت اموزشی با درون انسان سروکار دارد و روش های ان نیز می بایست بر اساس ایجادتغییرات درونی،انتخاب شوند.هر روشی که تحریکات درونی را ایجاد نکند ،در یادگیری توانا نیست و مدیریت اموزشی همیشه به دنبال موفقیتی است که،موثر،پایدار،همیشگی و برخاسته از درون باشد.

فراگیران:

مدیریت یک مجموعه ی منسجمی است که بنا بر نیازهابه وجودمی اید.در این مجموعه،عناصر مختلفی موثرند.این تاثیر در تمام مراحل فعالیت های مدیر،خودنمایی می کنند.بنابراین مدیریت را می توان یک نظام به هم پیوسته محسوب داشت که ،در ان ورودی،خروجی و عکس العمل ها به نوعی مداخله گر هستند.عناصر مختلف یک سیستم،گرچه از باب انسجام ،بسیار مهم عمل می کنند اما در اولویت بندی ها هم ،دارای ارزش های مختلفی هستند.ان ها را در درجه اهمیت ،به یک شکل رتبه بندی نمی کنند.

عناصر مختلف مدیریت اموزشی ،از این حالت مستثنی نیست.مدیر،فراگیر،همکاران،نظام اموزشی،مواد درسی وبرنامه های مختلف ،در فرایند مدیریت تاثیر گذارند.تمام این عناصر به سوی هدف در حرکتند و دست یابی به بالاترین اهداف ،نقطه ی قوت ان محسوب می شود.هدف یا نقطه ای که مدیر می خواهد به ان برسد،کدام است؟

بدیهی است که هدف اصلی مدیریت اموزشی،تربیت است.نقطه ی اوج تفاوت ها در انواع مدیریت ، از اینجا ناشی می شود.مدیر اموزشی با افرادی سروکار دارد که ما ان ها را "فراگیران" می نامیم.یعنی کسانی که با احساس نیاز به اموزش،قدم در جاده ی تحول می گذارند.او با کارگر،تنکسین،مهندس یا حسابدار روبرو نیست که هدفشان ،افزایش تولید یا درامد زباد باشد.فراگیر خمیر مایه ای است که ،با شکل دادن مدیراموزشی،متغییر،متحول و سپس متکامل می شود.

وظیفه مدیر در رابطه با فراگیران،سنگین و پر مسئولیت است.او در ابتدای کار می بایست سه کار اساسی در مورد ان ها انجام دهد.اول اینکه نسبت به ان ها شناخت پیدا کند،دوم اینکه نیاز سنجی نماید و سوم اینکه بر اساس شناخت و نیاز ،تعامل نماید.تفاوت در همه ی زمینه ها را ،در نظر بگیرد.گام به گام تغییرات را ثبت کند و در تمام مراحل، هدف اصلی را فراموش نکند.این مدیر خود را بدهکار فراگیرانی می داند که هیچ طلبی درخواست نمی کنند.

مدیریت اموزشی مسئول پرداختن به نیازهای روحی،روانی،اجتماعی،اقتصادی،علمی،فرهنگی،عاطفی وجسمی فراگیران است و در جهت رفع خلا در ان ها ،تلاش می کنداو نمی خواهد که وضع موجودرا حفظ کند،تمام کوشش هایش این است که ،وضعیت را مطلوب کند.طبیعی است که وضع موجود دارای نقص است که تقاضای وضع مطلوب می شود.

این فراگیران بایستی با تلاش ها و رهبری مدیر اموزشی به سمت تبدیل شدن به کمال، حرکت کنند.این هدف همان چیزی است که مدیر را "اموزشی"می کند.اینکه گفته می شود هرکسی نمی تواند میر اموزشی باشد،از همین نقطه اغاز می شود.نقطه ی انسان هایی به نام "فراگیران"،کسانی که باتغییر انها جامعه نیز متحول می شود.

مدیر اموزشی مسئول تحولات جامعه است.فراگیران کسانی هستند که نیاز به اموزش و سپس پرورش دارند و مدیر اموزشی باید این را به خوبی وزیبایی برای خود ترسیم نماید،تصمیم بگیرد و بداند که با انسان های اماده ی تحول روبروست که می بایست از حالت نقص به تکامل نائل شوند این هدف اصلی مدیریت اموزشی است.ان چیزی که کمتر در انواع دیگر مدیریت یافت می شود.

مراجعه کنندگان:

در جریان فعالیت های یک مدیر اموزشی،مراجعه کنندگان نیز جایگاه ویژه ای دارند.ان ها کسانی هستند که، در دایره تربیت و فعالیت های ان قرار می گیرند.کسانی که به نوعی با تحول و تکامل در ارتباطند و خواهان موفقیت در این جهت هستند.مکان های مراجعه ممکن است از نظر وسعت و میزان رشد،متفاوت باشند.مدرسه یکی از مهم ترین مکان های مراجعه کنندگان است.مکانی که در اصطلاح جامعه شناسی،خانه ی دوم افراد،در نظر گرفته می شود.در این ارتباط یک چالش بزرگ هم متصور است و ان برداشت ناصحیح مراجعه کنندگان خصوصا والدین از رشد تربیتی است.این چالش برای مدیر یک بازدارنده ی بزرگ محسوب می شود.همراهی و همکاری اولیا در موفقیت تربیتی،انتظاری است که از انان می رود.اگر عکس این قضیه صادق شود،زحمات مدیر افزایش می یابد.

مدیر اموزشی در برخورد با مراجعه کنندگان می بایست ان ها را به مشارکت عملی ،دعوت کند.از ان ها بخواهد تا با دادن طرح،ایده و یا ابتکار،عملا درگیر فعالیت های تربیتی شوند.به انها یاداوری نماید که فعالیت های علمی فرزندان انها به نفع خود ان هاست.تلاش برای گرفتن نمره از هر راه ممکن را عملی ناصحیح بدانند و عمده ی تلاش ها را بر رشد تربیتی متمرکز نمایند.برگزاری جلسات متعدد و البته علمی و عملی در این راستا کمک بزرگی به فعالیت های تربیتی می نماید.مراجعه کننده جزئی از دایره فعالیت هاهستند.کسب اگاهی،تفهیم فعالیت ها،ترسیم هدف ها و نگرش سازندگی،تلاشی است که به وسیله ی مدیر برای ایجاد زمینه های فعالیت،در مراجعه کنندگان،به وجود می اورد.

مراجعه کنندگان دردانشگاه ها هم افرادی رشد یافته هستند که برای ادامه ی تغییرات درونی در تلاش و کوشش می باشند .یک دانشمند برای گرفتن طرح تحقیق،دانشجو برای تصویب موضوع پایان نامه،والدین برای شرکت در جشن فارغ التحصیلی،شرکت کنندگان در همایش ها و افراد این چنینی باید تفاوت میان فضای علمی و غیر علمی را درک کنند.اداره ی امور دانشگاه به وسیله ی یک مدیر اموزشی،به سبک تربیتی،حساب شده،متغییر و از روی تفکر و تعقل و به شیوه ی انسانی صورت می گیرد.

مدیر اموزشی مسئول فضا سازی تربیتی است.او فعالانه در ارتباط مستقیم با مراجعه کنندگان است و به این شکل می خواهد،اهمیت نگرش اموزشی و تربیتی را نشان دهد.کار این مدیر توقف در دفتر کارش نیست،زیرا توقف او،توقف فعالیت های اموزشی را معنا دار می سازد.نقطه ی اصلی تمام فعالیت های او در رابطه با کلیه مراجعه کنندگان این است که ابتدا در ان ها ایجاد تغییر نگرشی نماید و سپس با یاری ان ها در جهت موفقیت در عملکرد،حرکت نماید.بنابراین مدیر اموزشی،مغلوب پیچ و خم های اداری در رابطه با مراجعه کنندگان نمی شود و خود به طور مشارکتی در کمک به ان ها که در واقع کمک به تغییرات است،اقدام می کند.این عمل یعنی همه با هم برای ایجاد تکامل در جامعه و مدیر اموزشی از این نظر با سایر مدیرات متفاوت می گردد.

وسایل و ابزار:

مدیریت از هر نوعی که باشد،برای رسیدن به اهداف خود،نیازمندابزار و وسایلی است تا در تسریع عمل به او کمک نماید.نوع وسایل تابع ،نوع مدیریت است.مثلا در مدیریت صنعتی ،موفقیت مدیر در تولید بیشتر و با کیفیت،منوط به وجود وسایل اولیه و خام با کیفیت،کارخانه ی مدرن و تکنیک های برتر است.گرچه در همه ی انواع مدیریت ها وجه مشترک نیز وجود دارند اما تمایز مدیریت باعث جداسازی ابزار و انتخاب نوع خاص خواهد شد.نقش مدیر در دو بخش نمایان می شود،یکی انتخاب وسایل کاربردی،دوم چگونگی به کار بردن انها در موقعیت های متفاوت است.

مدیر اموزشی در انتخاب نوع ابزار نسبت به سایر مدیریت ها متفاوت است. علت تمایز ان ها با هم در مواد خام خلاصه می شود،جایی که در مدیریت اموزشی،ماده ی خام انسان است و وسایل و ابزار در خدمت او هستند.در حالی که در مدیریت صنعتی و سایر مدیریت های تولیدی، انسان در خدمت تولید و در واقع ابزار و وسایل می باشد.البته این اشکال برای مدیریت های غیر اموزشی وارد نیست که چرا انسان در این نوع مدیریت ها فراموش و یا به درجه دوم اهمیت تبدیل می شود؟ماهیت کار همین است.

ماده ی انسانی از این نظر "خام"شمرده می شود که در هر مرحله از فعالیت ها می بایست از یک حالت به حالت جدید که رشد تربیتی است برسد.وسایل مورد نیاز مدیر بر این اساس انتخاب می شوند.اگر با تعویض تخته سیاه در یک مرحله از زمان،و جایگزینی وایت بورد،رشد علمی ایجاد می شود،مدیر با پذیرش تابلو های الکترونیکی این رشد را سرعت می بخشد.انتخاب وسایل سنجش هوش فراگیران و اگاه نمودن معلمان در این زمینه و به کارگیری انان در مراحل مختلف و مورد نیاز،به منظور تغییر روش های تدریس و موثر تر نمودن ان انجام می گیرد.

مدیر اموزشی در رابطه با ابزار و وسایل می بایست به جند نکته مهم و اساسی توجه کند.اول اینکه وسایل را کاملا بشناسد.کاربرد ،تاثیرات،اثرات منفی،ارتباط با نوع رشدو جنس فراگیران را باز شناسی نماید.دوم اینکه با سایر مدیریت های ی اموزشی داخلی و خارجی از طریق ارتباطات الکترونیکی در تعامل باشد تا بدین طریق با تولیدات جدید اشنا گردد.سوم اینکه منتظر تولیدات جدید نماند و خود به عنوان یک مبتکر یا نوگرا یا کاشف و در نهایت یک مخترع وارد فعالیت ها شود.

بدیهی است که این مهم زمانی به وقوع می پیوندد که ذهن مدیر،اموزشی،هدفش رشد تربیتی،عملش ابتکاری،شناختش جدید،تصوراتش تغییراتی،نگاهش انسانی و وسعت دیدش جهانی باشد.او در رسیدن به اهداف مدیریتش به دنبال مسائل شخصی نیست،او به دنبال تحولاتی است که همزمان در سطح جهانی صورت می گیرد و در بعضی از نگاه ها که بسیار ایده ال هم هست،این سطح را بالا تر ازجهان نیز متصور می داند.تلاش های این مدیر خستگی ناپذیر،درونی،بدون چشم داشت تشویقی،ارضای ملی،ابتکاری،عملی و کاربردی خواهد بود.

شجاعت:

شجاعت واژه ای است که با نترسیدن مترادف شمرده می شود .ان را برای افرادی به کار می برند که در مواجه با خطر عقب نشینی نمی کنند . مقاوم در برابر ان می ایستند و از دست دادن جان را هم می پذیرند.شاید در معنای عامیانه و یا اسطوره ای قابل کاربرد باشد وفرد شجاع کسی باشد که در جنگ تن به تن در مقابل خطر احتمالی شانه خالی نکند و تا پایان نبرد باقی بماند.شجاعت در این معنا متضاد با ترسیدن در نظر گرفته می شود.کسی که نمی ترسد،شجاع است وعکس ان نیز صادق است.پس در حوزه ی نبرد معنا و مفهوم خود را دارد ، بسیاری از افراد هستند که به دلیل همین نوع از شجاعت در تاریخ جاودانه مانده اند.

شجاعت یک حالت درونی است که در مدیر نگرش پیش روی ،در برابرتعهد به کار ،ایجادمی نماید و به دلیل همان باور در مقابل موانع احساس ضعف نمی نماید.این شجاعت با نوع اسطوره ای و عامیانه متفاوت است.او احساس ضعف و ناامیدی در مقابل شکست،نمی کند و در طول فعالیت ها به موفقیت در کار امیدوار و اینده را همراه با توفیق می داند.استحکام درونی ،اولین نشانه ی این نوع شجاعت است.او در بسیاری از موارد با سختی ها و مشکلات روبرو می شود اما به دلیل استحکام درونی که اولین نشانه شجاعت است از بزرگی یا تاثیرات انها هراس ندارد و بزرگی موانع در مقابل استحکام درونی او بسیار ناچیز جلو ه گر می نمایند.

در ایجاد شجاعت در یک مدیر چند عامل ،بازدارنده عمل می کنند.این عوامل اجازه نمی دهند تا این حالت در یک مدیر به وجود اید.این ها استحکام درونی مدیر را متزلزل کرده و ماده ی اولیه ی ایجاد شجاعت را از بین می برند.این عوامل عبارتند از:وابستگی به ریاست و برتری جویی،روحیه ی امر گرایی،علاقه به تعریف و تمجید گرایی،حفظ موقعیت شغلی،مادیگرایی و ثروت اندوزی،چاپلوسی و تملق گرایی و در نهایت ترس از کنار زدن.مدیر اموزشی برای ارضای فرد کار نمی کند،در غیر این صورت شجاعتش بسته به وجود ان فرد می گردد.

مدیر یک مدرسه یا یک دانشکده و دانشگاه از این نظر به شجاعت نیازمند است که در مقابل کار ارزشمند وانسانی او که رشد تربیتی،تغییرات درونی،رسیدن به جوهره ی انسانی و تکامل در انسان است،موانع زیاد را دریافت خواهد کرد که راه مقابله با ان ها خطر پذیری و عدم عقب نشینی است.او با تفکر به رفع موانع اقدام می کند و هرگز تصور شکست را به ذهنش راه نمی دهد.او نمی ترسد اما نه از باب حمله ی بدون برنامه،بلکه شجاعت در تصمیم گیری در مورد نوع حمله ای است که کار سازتر،سریع تر،کاربرد تر،پایدارتروهمیشگی باشد.

دایره ی شجاعت به هیچ عنوان به یک موضوع محدود نمی شود.در انتخاب همکاران،برنامه ریزی،پذیرش یا عدم پذیرش نظرات،تصمیم گیری ها،اجرا،روش ها و بسیاری از وظایف مدیر،این حالت کاربرد دارد .مدیر شجاع کسی است که برای رسیدن به اهداف والای انسانی مدیریت اموزشی ،از هیچ مانع و خطری در هراس نیست.او همیشه اماده ی مبارزه است .منتظر نمی ماند تا دشمن تحولات انسان، وارد میدان مبارزه شود.او حمله کننده ی ماهری است که قبل از برنامه ریزی خصم تحولات انسانی،وارد عمل میگردد.مدیر اموزشی با شجاعتخود،مدیر محسوب می شود،و گر نه همه ی کسانی که پست مدیریت در برگه ی ان ها نوشته شده رابایستی مدیر به حساب اورد که اگر چنین شود ،امیدی به پیشرفت های علمی و عملی باقی نخواهد ماند. جهان به مدیرانی در زمینه اموزشی نیاز دارد که شجاع باشند.